یادی از استاد دکتر نورلله کسایی


نورالله كسايي در سال 1318 خورشيدي ، در شهرستان شهرضا ( قمشه ) در استان اصفهان ديده به جهان گشود. نورالله كسايي تحصيلات ابتدايي و متوسطه ( در رشته ادبيات ) را در شهرضا و اصفهان پشت سرگذاشت. در آن روزگار ، دبيرستان ها از مقطع دوم متوسطه ، رشته هاي رياضي ، طبيعي و ادبي داشتند. وي اين دوره را در شهر اصفهان طي كرد. پس از آن وارد دانشگاه اصفهان شد و در رشته زبان و ادبيات عربي ، ادامه تحصيل داد و با رتبه اول فارغ التحصيل شد. كسايي از سال 1348 دوره كارشناسي ارشد و دكتري را در دانشكده الهيات و عارف اسلامي ادامه داد و در سال 1353 از رساله دكتري خود باعنوان « مدارس نظاميه و تاثيرات علمي و اجتماع آن » دفاع كرد و با رتبه اول در رشته فرهنگ عربي و علوم قرآني فارغ التحصيل شد. استاد نورالله كسايي در ضمن تحصيل ، در آموزش و پرورش شهرضا به خدمت فرهنگي ( آموزگاري و مسئوليت در آموزش و پرورش ) مشغول بود. او همچنين در مقطع تحصيلات تكميلي با دانشكده الهيات و معارف اسلامي همكاري آموزش داشت و به صورت آزاد تدريس مي كرد ، تا اينكه در سال 1354 به طور رسمي از آموزش و پرورش به دانشگاه تهران منتقل شد و به تدريس در رشته هاي زبان و ادبيات عرب در اين دانشكده مشغول گرديد. وي از سال 1364 از گروه علمي قرآن و حديث به گروه تاريخ و تمدن اسلامي منتقل شد و مدتي نيز مديريت اين گروه را بر عهده داشت. استاد در زمينه تاريخ اسلام ، تاريخ تمدن و فرهنگ اسلامي ، تاريخ آموزش و پرورش در ايران و اسلام ، نهادهاي علمي و آموزشي تدريس مي كرد. استاد نورالله كسايي در 28 آبان سال 1379 دار فاني را وداع گفت.گروه : علوم انساني رشته : الهيات و معارف اسلامي گرايش : تاريخ تمدن و فرهنگ اسلاميتحصيلات رسمي و حرفه اي : نورالله كسايي تحصيلات ابتدايي و متوسطه ( در رشته ادبيات ) را در شهرضا و اصفهان پشت سرگذاشت. در آن روزگار ، دبيرستان ها از مقطع دوم متوسطه ، رشته هاي رياضي ، طبيعي و ادبي داشتند. وي اين دوره را در شهر اصفهان طي كرد. پس از آن وارد دانشگاه اصفهان شد و در رشته زبان و ادبيات عربي ، ادامه تحصيل داد و با رتبه اول فارغ التحصيل شد. كسايي از سال 1348 دوره كارشناسي ارشد و دكتري را در دانشكده الهيات و عارف اسلامي ادامه داد و در سال 1353 از رساله دكتري خود باعنوان « مدارس نظاميه و تاثيرات علمي و اجتماع آن » دفاع كرد و با رتبه اول در رشته فرهنگ عربي و علوم قرآني فارغ التحصيل شد.فعاليتهاي ضمن تحصيل : نورالله كسايي ضمن تحصيل در دانشگاه از حوزه علميه به صورت آزاد استفاده مي كرد.استادان و مربيان : نورالله كسايي در مدت تحصيلات دانشگاهي دروس حوزوي را نيز فراگرفت كه از جمله استادان وي مي توان حاج آقا رحيم ارباب را نام برد.زمان و علت فوت : نورالله كسايي در 28 آبان سال 1379 به سن شصت و يك سالگي بر اثر عارضه سكته مغزي دار فاني را وداع گفت.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : مرحوم نورالله كسايي از سال 1337 تا سال 1353 در آموزش و پرورش شهر رضا و اصفهان به خدمت علمي و تدريس اشتغال داشت و از سال 1354 به دانشكده الهيات دانشگاه تهران منتقل شد و تا پايان حيات پر بركت خويش به تدريس اشتغال داشت و منشا فعاليتهاي بسيار پژوهشي و علمي بودفعاليتهاي آموزشي : نورالله كسايي در ضمن تحصيل ، در آموزش و پرورش شهرضا به خدمت فرهنگي ( آموزگاري و مسئوليت در آموزش و پرورش ) مشغول بود. او همچنين در مقطع تحصيلات تكميلي با دانشكده الهيات و معارف اسلامي همكاري آموزش داشت و به صورت آزاد تدريس مي كرد ، تا اينكه در سال 1354 به طور رسمي از آموزش و پرورش به دانشگاه تهران منتقل شد و به تدريس در رشته هاي زبان و ادبيات عرب در اين دانشكده مشغول گرديد. وي از سال 1364 از گروه علمي قرآن و حديث به گروه تاريخ و تمدن اسلامي منتقل شد و مدتي نيز مديريت اين گروه را بر عهده داشت. استاد در زمينه تاريخ اسلام ، تاريخ تمدن و فرهنگ اسلامي ، تاريخ آموزش و پرورش در ايران و اسلام ، نهادهاي علمي و آموزشي تدريس مي كرد. مرحوم كسايي در دانشگاههاي معتبر كشور و مراكزي چون بنياد دايره المعارف بزرگ اسلامي ،كميته ملي يونسكو در ايران و سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)،همكاري آموزشي و تحقيقاتي داشته است.ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : رشته تخصصي نورالله كسايي در گروه تارخ و تمدن اسلامي ، تاريخ آموزش و پرورش در اسلام بود و بيش از پنجاه مقاله در اين زمينه نوشته است . وي همچنين طرح پژوهشي تحت عنوان « نهادهاي علمي و آموزشي ايران از آغاز دوره اسلامي تا تاسيس دارالفنون » را در پنج مجلد در دست اجرا داشت كه ناتمام ماندچگونگي عرضه آثار : دكتر نورالله كسايي در هر جهت علمي كه گام بر مي داشت سعي مي نمود تا اثري ارزنده و تحقيقي مستند ارائه كند،نمونه كارهاي علمي بسياري وي شاهد بر اين مدعاست چه ترجمه و يا تاليفات ايشان ،حتي اگر بر كتابي مقدمه مي نوشت ،گاهي آن مقدمه بسيار جاذب تر و ارزشمند تر از آن كتاب بود مانند مقدمه اي كه آن مرحوم بر كتاب "تاريخ دانشگاههاي بزرگ اسلامي" نوشته است.او به احياء آثار انديشه ها و تقويت مباني علمي و فرهنگي و ارج نهادن به پيشينه با شكوه ايران تاكيد داشت و در اين راه گامهايي برداشت. توسط استاد سيد نورالله كسايي بيش از يكصد مقاله و چندين كتاب ،تحقيق و ترجمه نگارش يافته است كه مقالات ايشان در نشريات علمي و پژوهشي كشور و دايره المعارف بزرگ اسلامي در زمينه تاريخ اسلام ،فرهنگ و تمدن ايران و اسلام ،نهادهاي علمي و آموزش جهان اسلام ،جغرافياي تاريخي سرزمين هاي اسلامي ،نقد ادبي و علوم بلاغي ،نقد و بررسي زندگي و آثار علمي دانشمندان و مسائل مربوط به تاريخ فرهنگ و آموزش و پرورش به چاپ رسيده است. بيانات استاد در همايش ها و كنفرانس هاي داخلي و خارجي به ويژه در باب ويژگي ها و ابعاد فرهنگ و تمدن اسلامي و ايران همواره از بهترين سخنراني هاي اين مجامع به حساب مي آمد.آثار : تاريخ دانشگاههاي بزرگ اسلامي ويژگي اثر : اين كتاب از عبدالرحيم غنميه اهل كشور مغرب،مرحوم دكتر نورالله كسايي در برگردان و نيز فارسي كردن اثر زحماتي زياد را متقبل شد.اين كتاب بيش از 45 صفحه و چهار فصل مفصل دارد.2 ترجمه تاريخ الجامعات الاسلاميه الكبري ويژگي اثر : با مقدمه و تعليقات مفصل.3 ترجمه تاريخ بيمارستان ها در اسلام ويژگي اثر : اين كتاب نوشته دكتر عيسي بك مصري مي باشد.پديدآورنده: احمد عيسي بك، نورالله كسائي (مترجم) ناشر: علمي و فرهنگي - 04 دي، 1384.تاريخ بيمارستانها در دو بخش است بخش اول در باب پيدايش،ساختار،پزشكان و هزينه بيمارستانهاي و بخش دوم به بيمارستانهاي قلمرو اسلام مي پردازد.4 ترجمه ذكر اخبار اصفهان ويژگي اثر : نوشته حافظ نعيم اصفهاني در دو مجلد با مقدمه اي بيش از صد صفحه از مترجم .اين كتاب اولين ترجمه كامل فارسي آن است.5 فرهنگ نهادهاي آموزشي ايران: از روزگار باستان تا تأسيس دولت صفوي ويژگي اثر : سال انتشار: 1383 تعداد صفحه: 673 شماره انتشار: 2653 مولف/مترجم: نورالله كسائي .توضيحات: تاريخ آموزش و پرورش در ايران گزارشي است از سرگذشت گوناگون آموزش‌ها و نهادهاي علمي و آموزشي كه در روزگاران پيش از اسلام و پس از آن در ايران رواج يافته است. در آغاز اسناد مطالعاتي و منابع تحقيقي در تاريخ آموزش و پرورش و نهادهاي آموزشي و علمي ايران و مقاطع تاريخي تحقيق, توضيح داده مي‌شود. سپس كلياتي درباره آموزش و پرورش ايران باستان، نهادهاي آموزشي، آموزش و پرورش در ايران از آغاز خلافت عباسيان تا استقرار دولت صفاريان بيان مي‌شود و آموزش و پرورش ايران از صفاريان تا سلجوقيان، از سلجوقيان تا انقراض خوارزمشاهيان، از دوره مغول و ايلخانيان تا صفوي به روشني همراه با نهادهاي آموزشي آن دوره ارائه شده است6 مدارس نظاميه و تاثيرات علمي و اجتماعي آن ويژگي اثر : اين كتاب ارزشمند و تحقيق گرانسنگ در بيان وضعيت اين مراكز بزرگ علمي نقش والايي دارد.كتاب مذكور يك پيشگفتار و هفت بخش دارد كه عبارت است از :اوضاع سياسي و اجتماعي و علمي بلاد اسلامي همزمان با مدارس نظاميه،خواجه نظام الملك طوس بنيانگذار مدارس نظاميه،نظاميه نيشابورة نظاميه بغداد ،مدارس نظاميه مهم ديگر از جمله نظاميه اصفهان ،آمل طبرستان و ...7 منتخب النصوص التاريخيه و الجغرافيه ويژگي اثر : پديدآورنده: نورالله كسائي ناشر: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت) - 31 تير، 13868 نقد و نظر در تاريخ آموزش و پرورش ايران از آغاز تا كنون

منابع زندگینامه: كيهان فرهنگي سال بيستم مهر 1382 شماره 2043نشريه مدت ، ماهنامه دانشگاه تهران ، شماره 22 ،آبان و آذر 1380 ، ص 46
سایت راسخون

استاد عبدالحسین نوایی

 تاریخ گزیده  

عبدالحسين نوايي در سال 1302ه.ش تهران متولد گرديد . وي بعد از گذراندن دورة دانشسرا ، در رشتة حقوق ادامه تحصيل داده و از دانشگاه سوربن فرانسه فارغ التحصيل گرديد . نوايي پس از آن به كار تدريس در مدارس و دانشگاههاي كشور پرداخت . او كار تحقيق و پژوهش را با دومطلب آغاز نمود ، اول مسائل مربوط به مشروطيت و ديگري در رابطه با بابيگري . نوايي آثار بسيار با ارزشمندي از خود بجاي نهاده است كه مورد استفاده بسياري از محققان وپژوهشگران مي باشد . وي هم اكنون به دليل كهولت سن از كار تدريس در دانشگاه دست كشيده اما منزل ايشان همواره پذيراي دانشجويان مي باشد. گروه : علوم انساني رشته : تاريخ گرايش : ايران دوره اسلامي تحصيلات رسمي و حرفه اي : عبدالحسين نوايي تحصيلات خود رادر مدارس ابتدايي (تمدن ) و (ابن سينا) آغاز نمود .وي در دورة متوسطه در به مدرسه شرف تحصيل كرد و پس از گذرندان اين دوره ، عليرغم ميل باطني خود به دانشسراي عالي رفت ،دكتر نوايي دراين مورد مي نويسد : برخلاف ميلم به دانشسرا رفتم چون علاقه به اين حرفه نداشتم و تمايل داشتم كه ديپلمات شوم. دكتر نوايي پس از دوره دانشسرا ي عالي ،تحصيلات خود را درد انشكده حقوق پي گر فت اما به دلايلي از ادامه تحصيل در رشته حقوق باز ماند .البته وي يك سا ل بعد دوربار ه در رشته حقوق شركت نمود وتوانست شاگرد دوم شود .نوايي به لحاظ اينكه ناگزير بود يكي از دورشته را نتخاب نمايد وبا توجه به اينكه يكسال از دوره دانشسرا را نيز گذرانده بود،لذا در همين رشته ادامه تحصيل داد،او سپس به فرانسه رفته و توانست دوره دكترا را از دانشگاه سوربن اخذ نمايد. خاطرات و وقايع تحصيل : عبدالحسين نوايي بعد از دوره دانشسرا ي عالي به دانشكده حقوق رفت ، اما وي نتوانست از اين دانشكده فارغ التحصيل شود و به نحوي از ادامه تحصيل باز ماند،علت اين امر را نوايي چنين بيان مي كند : ماجرا از اين قرار بود كه در امتحانات ديپلم يك نفر از روي برگه امتحاني من رونويسي كرده بود ودر آن زمان تصحيح اوراق امتحانات نهايي به عهده استادان دانشگاه بود و مرحوم دكتر شفق ديده بود كه دو برگه كاملا شبيه يكديگر است ،لذا هر دو نفر به جرم تقلب از ادامه تحصيل محروم كردند،مدتي طول كشيد تا توانستم ثابت كنم كه ورقه اصلي متعلق به من است و همين تاخير باعث شد تامن از ادامه تحصيل محروم شوم. فعاليتهاي ضمن تحصيل : عبدالحسين نوايي دركنار تحصيلا ت تكميلي خود در فرانسه به كار معلمي نيز پرداخت و ، چون اين مسؤليت را پذيرفته بود با جديت مطالعه مي نمود،اينكار دو دليل داشت اول آنكه تحصيلا ت خود را دانشگاه كا في نمي دانست و آنرا مقدمه اي مي دانست براي ادامه تحصيل دوم نمي خواست به مانند بعضي از معلمين از كم سوادي و بي توجهيش گله نمايد:او مي گويد :در هر صورت چشم را بر بسياري از لذات مادي زندگي بستم و تمام وقتم راصرف آموختن كردم مثلا موقعي كه در پاريس بودم ،با توجه به اينكه در آنجا هوادير روشن مي شود ساعت نه صبح غذاي مختصري مي خورد م كه هم صبحانه بود و هم ناهار و ازساعت ده در كتابخانه ملي پاريس مطالعه مي كردم تاساعت پنج بعداز ظهر كه آنجا تعطيل مي شد .هر چند در آن وقت خيلي ها به اين كار من مي خنديدند ، اما من به هيچ وجه احساس غبن نمي كردم چون آثاري كه الان شما ملاحظه مي فرماييد ، غالبا حاصل مطالعات و تلا شهاي همان دوران است . استادان و مربيان : از استاداني كه عبدالحسين نوايي به عنوان يك الگو يا د مي كند،عباس اقبال بود باز مي گردد نوايي وي را از جمله كساني مي داند كه در او انگيزه تاريخنگاري را بوجود آورد و اين مسئله به زماني كه نوايي در مجله يادگار با وي همكار شد . از استادان نوايي شخصيتهاي برجسته اي همچون :بديع الزمان فروزانفر ،بهار ،بهمنيار و ميرزا عبدالعظيم خان قريب مي توان نام برد . وقايع ميانسالي : در سال 1346 عبدالحسين نوايي مطالبي در مورد دانشگاهها وعدم پذيرش افراد جوان به عنوان استاد منتشر كرد ، اين مسئله باعث شددانشجويان دست به شكايات متعددي بزنند با اعتراض دانشجويان مديريت دانشگاههاي تهران و شهرستانها تغييراتي نمود و از آن جمله دانشگاه تبريز كه هوشنگ منتصري به سمت رياست آنجا رسيدوي روساي دانشكده ها را كه عملا از ورودهرگونه استادجديدي سرباز زده بودند ، اخراج كردو دانشكده ادبيات را به دكتر نوايي سپرد.در سال1351درهنگام خدمت در سازمان كتابهاي درسي يعني به دليل رعايت نكردن دستورات شاه در مورد مبارزه با گراني ، متهم واز كا ر بركنار شد . اما پس از مدتي به بابلسر رفته وسمت معاونت مدسه عالي بابلسر راقبول كرد نوايي پس از مدتي خدمت در اين مدرسه به دليل روش ميان دو رييس مدرسه يعني دكتر فاروقي پيش آمد ، از سمت خوداستعفا داد ، اما ديري نگذشت به سبب بوجود آمدن حوادثي به سمت رياست اين مدرسه منصوب شد . او علت اين امر را چنين بيان مي كند : دانشجويان ، رييس مدرسه با بلسر را به علت رفتار ناشا يست كتك زدند وحتي خواستند از پنجره طبقه سوم به پايين پرت كنند ، كه مدتي در بيمارستان بستري شد .پس از بركناري وي وزارت علوم را به رياست مدرسه گماشت . انتصاب دكتر نوايي به سمت رياست مدرسه عالي با بلسر مصارف بو د با تحركات مردم و دانشجويان برعليه رژيم شاه نوايي مي گويد : تا آنجا كه من متوجه شدم سخن از انقلاب و تحولي عظيم در ميان است و نه يك اعتراض و شكايت ،دانشكده ها به هم ريخته بود و كلاسهاي تعطيل شد ه بود و من كه هرگز نمي خواستم با دانشجويان مقابله بكنم بلكه آنان را محق مي دانستم از خدمت استعفا كردم و به تهران بازگشتم . در سال 1349 ش ، دكتر نوايي جايزه بهترين كتاب سال به جهت تصحيح و تعليق كتا ب احسن و التواريخ را دريافت داشت و در سال 1364 ش،موفق به دريافت جايزه بهترين كتاب سال جهت تصحيح و تعليق كتاب احسن التواريخ را دريافت داشت و در سال 1364 ش . موفق به دريافت جايزه بهترين كتاب سال به خاطر تاليف كتاب اسنادتاريخي ايران از 1038 تا 1105 ه.ق شد . مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : در سال 1346 ه.ش با تغيير مديريت دانشگاهها ،دكتر هوشنگ رياست دانشگاه تبريز را به عهده گرفت و مسئوليت دانشكده ادبيات را به دكتر نوايي سپرد . نوايي يكي دوسال پس از بازگشت از تبريز مدير كل تشكيلات و روشهاي آموزش و پرورش شد : از فعاليتها ي او دراين سمت ، بررسي سازمان كل وزارت آموزش و پرورش و تقسيم تهران به 17 ناحيه بود . در سال 1351 ه.ش به سازمان كتابهاي درسي منتقل گزديدو تا مرداد سال 1354 ه.ش دراين سمت باقي ماند،اما به دستور شا ه از كار بركنار شد و بعد از چند ماه بيكار ماندن به وزارت علوم رفته با دعوت دكتر فاروقي رئيس مدرسه عالي بابلسر ، در منصب معاونت اين مدرسه شروع به كار كرد ، اما طولي نكشيد به سبب اختلاف عقيد ه با دكتر فاروقي استعفا داد . نوايي پس از استعفا از مدرسه عالي بابلسر از وزارت آموزش و پرورش درخواست شغل و يا باز نشستگي او موافقت شد . هنوز مدتي از بازنشستگي دكتر نوايي نگذشته بود كه وي به سمت رياست مدرسه عالي منصوب گشت اما وي درطي تحولات كشور در سال 1357 ه.ش از شغل خود ا ستعفا كرده كه با بازنشستگي به تهران بازگشت . فعاليتهاي آموزشي : عبدالحسين نوايي علاوه بر تاليف و خلق آثار متعدد ، در دانشگاهها و موسسات علمي مختلف به تدريس پرداخته است كه از آن جمله اند : دانشگاه تهران و مركز اسناد در سطح ليسانس ،دانشگا هها ي تربيت مدرس ، شهيد بهشتي ، الزهرا ،و پژوهشگاه فرهنگ و مركز اسنادرسمي ، دانشگاههاي آزاد واحدشهر ري و ابهر در سطح فوق ليسانس و دكتر ي در سال 64-1363 بخش دكتري تاريخ در دانشگاه آزاد اسلامي ايجاد گرديدو دكتر نوايي از همان سال تا سال 1376 عضو ثابت و هيات علمي آن بود ه و همانطور كه خود مي گويد ، اولين دانشجوي فارغ التحصيل رشته تاريخ شاگر د وي بود ه است .نوايي همچنين در محدوده همكاري حوزه و دانشگاه يك دوره درسي با هفت تن از طلاب در رشته كه در سطح فوق ليسانس بودند . از ديگر فعاليتهاي آموزشي دكتر نوايي نظارت بررساله هاي تحصيلي فوق ليسانس و دكترا بود ،او در دانشكده هاي ادبيات شهيد بهشتي ،تربيت مدرس و الزهرا به عنوان استادراهنما ،مشاور و ممتحن شركت مي نمود.نوايي تا پايان سال 1378 ه.ش به كارتدريس پرداخت ، اما پس از بيماري ممتد از رفتن به كلاس خودداري نمود به همين خاطر دانشجويان به منزل وي مي روند و از دانش فراوان او بهره مي برند. ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : عبدالحسين نوايي در كنار كار تدريس و تاليف و پژوهشهاي علمي ،در مجامع علمي ،سمينارها و سخنراني هاي متعدد شركت نمود كه بعضي ازآنها در خارج از كشور بوده است ،از اين تعداد مي توان ، مهمترين آن را به شرح زير بيان داشت : 1- سال 1353 ش ، سفر به پاكستان براي ايراد چند سخنراني د ر سمت رياست كتابهاي درسي . 2- سال 1353 ش. سفربه تركيه ،سوئد ، انگلستان و فرانسه در سمت رياست كتابهاي درسي و بازديد از مراكز فرهنگي . 3- سال 1374 ش ،سفر به تركيه و سخنراني درباره جنگ اوزون حسن با سلطان محمد فا تح در سمينار مربوط به فتح قسطنطنيه 4- سال 1375 ش،شركت در سمينار تيمور در مشهد وارائه مجموعه مقالاتي تحت عناويني چون كثرت منابع تاريخ تيموري «ورد» كتابهايي چون منم تيمور «جهانگشا و توزوك » . 5- سال 1375 ش، سفر به ازبكستان وسخنراني در سمينار بزرگداشت تيمور . آرا و گرايشهاي خاص : عبدالحسين نوايي در زمينه اتكا خود به تاريخنگاري ، بخش اعظم فعاليت خودرا در دوره قاجاريه متمركز نمود : او تحقيقا ت و پژوهشهاي خودر ا در دو زمينه آغاز نمود ، اول مطالب مربوط به مسايل مشروطيت و ديگري در رابطه با بيگري است . چنانكه خود مي گويد : « من قاجاريه را به آن بدي نمي بينم كه ديگران مي بينند . افراد را در زمان خودشان و با معيارهاي زمان خودشان بايد مورد قضاوت قرار داد . والا با مسائل يك قرن يا دو قرن بعدنمي شود افرادي را كه دو قرن ـ سه قرن پيش از ما بوده اند ، داوري كرد .من قاجاريه را بدون اينكه بخواهم ادعا كنم مردان بزرگ و يا نام آوري بوده اند ، افراد وخائن و نادرستي نمي دانم ، اما مي توانم ادعا كنم كه در اين دوره غير از دو يا سه نفر ، واقعا خائن يعني كسي كه آمده و به كشورش خيانت كرده ، بيشتر نداريم ، بقيه ، كساني هستند كه خواسته اند اين مملكت را حفظ كنند ، اما ممكن است به علت جهل و بي اطلاعي و عقب ماندگي از دانش اروپا ،مسائل سياسي اروپا و روابط بين دول ، اشتباهاتي كرده باشند . اما آنان هرگز قصد خيانت نداشتند . شايد در آن زمان به درستي به نقش استعمار و مطامع قدرتهاي اروپايي پي نبرده بودند،و شايد به اندازه لازم آگاهي نداشتند چون شناخت استعمار منوط است به دانستن مفاهيم و اصطلاحات علوم سياسي ، شناخت روابط بين الملل ،شناخت مسائل اقتصادي ، شناخت اينكه كارخانه اروپا ييان بايد با موادخام ارزان بگردد ، اين مسا ئل را نمي دانستند ،كجا در س خوانده بودند كه بدانند؟ اطلاعي نداشتند . » چگونگي عرضه آثار : عبدالحسين نوايي تاليفات خود را با همكاري مراكز فرهنگي و موسسات انتشارات گوناگوني به چاپ رسانده است . او دعوت موسسات و واحد هاي فرهنگي كه مولود انقلاب اسلامي بودند را سواره با شوق و رغبت پذيرفت . از موسساتي كه او با آنها همكاري نمود عبارتند از :كتابخانه ملي :همكاري در كميته علمي احيا ميراث مكتوب دكترنوايي : از سال 1373 بنا به دعوت رييس وقت آقاي جواهري همكاري خود را با موسسه تاريخ معاصرآغاز كرد . دكترنوايي : در مهرماه سال 1373 بنا به دعوت رييس وقت انجمن آثار و مفاخر فرهنگي شروع به كار كرد .اودر اين دو طرح را اجرا نمود،1- مجموعه شرح حال بزرگان علم و ادب 2- تدوين مجموعه اعلام تاريخي .سازمان سمت : ست در واقع حروف اول سازمان مطالعه و تدوين كتب است ، و ظيفه آن تهيه كتاب هاي درسي براي سطح ليسانس مي باشد .دكتر نوايي سه چهار سال به عنوان رييس گروه تاريخ دراين سازمان خدمت كرد . اداره اسناد نهاد رياست جمهوري دكتر نوايي : دراين واحد بركار محققان جوان نظارت دارند و آنان را در خواندن اسنادي كه نوعا با خط شكسته يا قلم سياق است ياري مي نما يند.ـ سازمان اسناد ملي :همكاري دكتر نوايي با اين نهاد تنها در سطح تاليف كتاب بوده است . -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 آيين 2 اسطوره اهل حق 3 اسناد عبدالوهاب خان آصف الدوله در خراسان 4 اسناد مربوط به نايب حسين كاشي 5 اسناد و مكا تبات سياسي ايران از 1308 تا 1105 ه ق 6 اسناد و مكاتبات تاريخي از تيمور تا شاه اسماعيل 7 اطلاعات ماهيانه 8 ايران و جهان 9 با ستا نشناسي و تاريخ 10 بررسي هاي تاريخي 11 پست تهران 12 تاريخ آل مظفر 13 تاريخ روابط فرهنگي ايران 14 تاريخ عضدي 15 تاريخ گزيد ه 16 تاليف محمد تقي 17 تكمله ا لاخبار 18 جغرافياي تاريخي و تاريخ مفصل كرمانشاهان و باختران 19 حديقه ا لشعرا 20 حكيم و به اهتمام جمشيد كيانفر و محمد علي صوتي 21 خاطرات عباس ميرزا ملك آرا 22 خبرنامه سمينار بين المللي نهضت مشروطيت 23 دولتهاي ايران از مشروطيت تا او لتيماتو م 24 ديوان محتشم كاشاني 25 رو زنامه باختر 26 روابط سياسي و اقتصادي ايران در دوره صفويه 27 روزنامه آژنگ 28 روزنامه اصفهان 29 روزنامه اميد 30 روزنامه بهرام 31 زيو ر آل داود 32 سيرو سياحت 33 شا ه اسماعيل صفوي 34 شا ه تهماسب 35 شا ه عباس 36 شرح حال رجال حبيب السير 37 صدف 38 فتح تهران 39 فتنه باب 40 فصل نامه تاريخ معاصر ايران 41 فصل نامه تحقيقات تاريخي گنجينه اسناد 42 فهرس التواريخ 43 كريم خان زند 44 گزيد ه فرمانهاي موجود در كتابخانه ملي 45 گوهر 46 ما هنامه فرهنگ 47 ماهنامه ادبستان 48 متون تاريخي به زبان فارسي 49 مجله توشه 50 مجله فردوسي 51 مجله كيها ن فرهنگي 52 مجله يارگار 53 مجله يغما 54 مجموعه اسناد نابينايان كاشان 55 مراه البلدان 56 مراه الوقايع مظفري و يا د داشتهاي ملك المورخين سپهر 57 مطلع سعدين 58 مطلع سعدين و مجمع بحرين 59 مظفرالدين شاه 60 مقاله دوره مجله يادگار 61 مقدمه بر جغرافياي تاريخي شهرهاي ايران 62 مقدمه بركتا بهايي چون گنج دانش 63 مهد عليا 64 مهر 65 نادر و جانشينا نش همراه با نامه هاي سلطنتي و اسناد سياسي و اداري 66 نامه هاي خان احمد خان گيلاني 67 نشريه وزارت امور خارجه 68 وجه تسميه شهرهاي ايران .
 
منبع : سایت راسخون