نشست نقد و بررسی کتاب ایران بین دو کودتا اثر دکتر داریوش رحمانیان

 
ایران امروز نیازمند تاریخ‌نگاری منصفانه، علمی و روشمند است

استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران در نشست نقد و بررسی کتاب «ایران بین دو کودتا» گفت: ایران امروز نیازمند تاریخ‌نگاری منصفانه، علمی و روشمند است.

به گزارش خبرگزاری مهر، نشست نقد و بررسی کتاب «ایران بین دو کودتا» که توسط سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، منتشر شده است، با حضور حجت‌الاسلام محمد ذبیحی، سرپرست سازمان «سمت»، هادی خانیکی، مدیر گروه علوم ارتباطات دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، محمدمهدی فرقانی، رئیس دانشکده ارتباطات این دانشگاه، حسین پاینده، استاد برجسته نظریه و نقد ادبی دانشگاه علامه طباطبایی، داریوش رحمانیان، نویسنده کتاب و استادیار گروه تاریخ دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، حسینعلی نوذری، پژوهشگر و نظریه‌پرداز حوزه علوم سیاسی و جمعی از اساتید دانشگاه علامه طباطبایی و اعضای هیأت علمی سازمان «سمت» و نیز دانشجویان این دانشکده، در سالن شورای دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.

در ابتدای این نشست محمدمهدی فرقانی، رئیس دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی با ابراز امیدواری نسبت به اینکه برگزاری چنین جلساتی مقدمه همکاری‌های آینده دانشگاه علامه طباطبایی و سازمان «سمت» باشد، خاطرنشان کرد: لازم است یادی کنیم از استاد فقید، مرحوم دکتر احمدی که سال‌ها در سنگر «سمت» در اندیشه ارتقای جایگاه علوم انسانی کشور بود و در این مسیر مجاهدت‌های بسیاری را انجام دادند. وی در ادامه با ذکر خاطره ای از آن مرحوم و پاسداشت مقام ایشان، از حضور دکتر ذبیحی به عنوان جانشین خَلف ایشان در این سازمان، ابراز امیدواری کرد و این انتخاب را ادامه مسیر دکتر احمدی برشمرد.

همچنین حجت‌الاسلام محمد ذبیحی، سرپرست سازمان «سمت» نیز با اشاره به اینکه از تمام ظرفیت‌های دانشگاه علامه طباطبایی برای ارتقای علوم انسانی و فرهنگ کشور استفاده می‌کنیم، گفت: همراهی و تماس با استادان برجسته می‌تواند به ما کمک کند که از خطر کتاب‌سازی در کشور پیشگیری کنیم. 

وی در گفتگویی در حاشیه نشست خاطرنشان کرد: در سال گذشته تفاهم‌نامه همکاری بین سازمان «سمت» و دانشگاه علامه طباطبایی به امضا رسید. این تفاهم‌نامه در دوره مرحوم احمدی امضا شد و من شاهد آن جلسه بودم؛ به‌ نظرم دانشگاه علامه طباطبایی بزرگ‌ترین دانشگاه در حوزه علوم انسانی و قطب علوم انسانی کشور است و ما امیدواریم بتوانیم این تفاهم‌نامه را با بیشترین توان خود، اجرایی و از تمام پتانسیل‌های این دانشگاه در جهت ارتقای فرهنگ کشور استفاده کنیم.

ذبیحی برگزاری برنامه‌هایی مثل نشست نقد و بررسی کتاب «ایران بین دو کودتا» را که در دانشگاه علامه برگزار شد، یکی از رویکردهای جدید برنامه‌های سازمان «سمت» دانست و افزود: قطعاً همراهی و تماس با استادان برجسته می‌تواند به ما کمک کند که از خطر کتاب‌سازی در کشور پیشگیری کنیم. 

سرپرست سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت) در پایان تأکید کرد: مخاطب همواره هدف اصلی سازمان «سمت» بوده است و بازار، دغدغه‌ اصلی این سازمان نیست؛ تفاوت قیمت‌های ما گواه این حرف است که دانشجو و استاد و به عبارت دیگر اعتماد، اصل اول ماست و امیدوارم خداوند در این راه به ما کمک کند.

حسین پاینده در نشست علمی بررسی و نقد کتاب ایران بین دو کودتا سخنان خود را در خصوص لزوم برگزاری جلساتی از این دست با موضوعات میان رشته‌ای آغاز کرد و از دانشجوهای رشته‌های مختلف دانشگاهی خواست که در پایان‌نامه‌ها و پژوهش‌های خود به موضوعات میان‌رشته‌ای توجهی خاص داشته باشند.

پاینده با اشاره به اینکه نقد خود را از منظر روش‌شناسی آغاز می‌کند، خاطرنشان کرد:در ابتدا قصد دارم ۶ تز خود را در خصوص تاریخ ارائه دهم و سپس بر اساس آن به نقد کتاب بپردازم. نخست اینکه تاریخ با گذشته فرق دارد. گذشته همواره یک روایت و داستان است. هر روایتی از منظری خاص به گذشته نگاه می کند و از این موضوع گریزی نیست. نکته دوم اینکه معرفت تاریخی لزوماً گفتمانی است به این معنا که ما تاریخ محض نداریم. هر تاریخی لزوماً تفسیری گفتمانی از گذشته است.

پاینده در ادامه تزهای خود در خصوص تاریخ اظهار داشت: رویدادهای تاریخی از برهم کنش رویدادها پدید می‌آید. نکته بعدی اینکه تاریخ‌نویسی شکلی از ترجمه است به این معنا که هر کتاب تاریخی، ترجمه رویدادهای گذشته از یک زبان مبداء به زبان مقصدی است. کار تاریخ‌پژوه شبیه ترجمه شعر به نثر است. نکته پایانی نیز اینکه گذشته دائماً تغییر می‌کند. گذشته امر ثابت و جامد نیست. مدت‌هاست که عمر تاریخ‌نویسی تمام شده و امروزه ما به تاریخ‌پژوهی رسیده‌ایم.

این استاد نظریه و نقد ادبی در پایان سخنان خود گفت: نتیجه اینکه گذشته را هرگز نمی‌توان بازسازی کرد. در گذشته یک صدا نبوده که آن را کشف کرد و نوشت. با این مقدمه باید گفت که رویکرد کتاب به نظر من ضد پوزیتیویستی است. در این کتاب گفته می‌شود که ما حقیقت محض نداریم. نکته بعدی که در کتاب به خوبی به آن توجه شده و از این نظر از نویسنده تشکر می‌کنم، این است که در کتاب به خوبی به نقش اقوام ایران توجه شده است. مسئله اقوام، مسئله‌ای جدی برای ماست. ۳ نکته پایانی من درباره روش‌شناسی کتاب این است که ۱:این کتاب تلاش کرده تا طرحی کلی از تعارض‌های دوره رضاخانی به دست دهد. ۲: تلاش کتاب همچنین تحلیل روابط قدرت و نحوه به گردش در آمدن قدرت است و ۳ اینکه کتاب به جای تحلیل سطحی دست به تحلیلی همه‌جانبه زده است. در پایان نیز باید از جناب ذبیحی یک درخواست بزرگ داشته باشم و آن این است که لطفاً مقابل کتاب‌سازی‌ها ایستادگی کنید.

وی درباره اهمیت نگارش منابع تاریخی برای نسل جدید اظهار کرد: تاریخ‌نگاری یک سوژه است که در محدودیت‌های گفتمانی زمان خود عمل می‌کند، از این رو هیچ تاریخ‌نگاری نمی‌تواند به گفتمان مسلط بی‌اعتنا باشد. گذشته براساس روابط قدرت برای خواننده قابل فهم می‌شود.

داریوش رحمانیان نویسنده کتاب «ایران بین دو کودتا» و استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران درباره دلیل نگارش این کتاب، گفت: متأسفانه دانشگاه‌های کشور با کمبود کتاب‌های درسی در حوزه تاریخ مواجه است. از سوی دیگر منابع موجود نیز با مشکلاتی در خصوص برنامه‌های درسی مواجه هستند. در میان کتاب‌های موجود، کتاب‌هایی که دانشجو را به مطالعه بیشتر در حوزه تاریخ ترغیب کند کم است. حدود ۲۶ سال است که در دانشگاه‌های کشور تاریخ معاصر تدریس می‌کنم و در طول این سال‌ها همواره با کمبود کتاب‌های درسی مواجه بودیم، حتی در برخی از دانشگاه‌ها شاهد این بودم که همکاران من به‌ ناچار کتاب‌های غیردرسی یا غیرمرتبط را معرفی کنند. برای نمونه خیلی اوقات کتاب مورخ نامدار و استاد عزیز و ارجمندم یرواند آبراهامیان یعنی «ایران بین دو انقلاب» معرفی می‌شد و به‌ رغم اینکه کتاب بسیار شایسته و ارزشمندی است، اما با اهداف دیگری و نه اهداف آموزشی نوشته شده است.

نویسنده کتاب «ایران بین دو کودتا»، افزود: از سرکار خانم شجاعی، کارشناس پژوهشی «سمت» تشکر می‌کنم که اگر پیگیری‌های ایشان نبود، شاید این کتاب ناتمام باقی می‌ماند.

رحمانیان در ادامه با یادی از استاد این حوزه، جناب یرواند آبراهامیان، اظهار داشت: یکی از انگیزه‌های من برای نگارش این کتاب، رفع نقص موجود در زمینه عدم علاقه دانشجوها به مطالعه کتاب‌های بیشتر در زمینه تاریخ بود. یکی دیگر از انگیزه‌های من در نگارش این کتاب، سادگی متن آن و دوری گزیدن از توضیح نظریه‌های مختلف بود.

وی در خصوص دلیل خود برای این اقدام گفت: از آنجایی که دسترسی دانشگاه‌های مختلف کشور به منابع مکمل حوزه تاریخ متفاوت است و ممکن است این کتاب در دانشگاه‌های اقصی نقاط کشور تدریس شود، تلاش کردم تا از بیان تئوری‌های پیچیده حوزه تاریخ اجتناب کنم تا کتاب برای همگان ساده‌فهم باشد.

استادیار گروه تاریخ دانشکده ادبیات دانشگاه تهران درباره مقدمه کتاب گفت: تلاش من این بود که از سیاه و سفید نشان دادن چهره‌های تاریخی در این مقطع اجتناب کنم. نمی‌دانم در این زمینه چه میزان موفق بوده‌ام، اما می‌توانم ادعا کنم که تلاش کردم چهره‌های این مقطع تاریخی را سیاه و سفید نشان ندهم. در مقدمه کتاب هشدار دادم که تاریخ جای دیو و فرشته‌ نیست و نباید آن‌ را تبدیل به دستگاه دیو و فرشته‌ساز کنیم. تاریخ جای سیاه‌ و سفید و تعمیم‌های ایدئولوژیک نیست. تاریخ جایی نیست که ما به‌ حساب هواداری از یک جریان و ایدئولوژی، آن را به ابزاری برای تسویه‌حساب‌های سیاسی خود تبدیل کنیم.

نویسنده کتاب ایران بین دو کودتا با اشاره به مراحل شکل‌گیری این اثر، بیان داشت: در سال ۱۳۸۴ که از دانشگاه تبریز به دانشگاه تهران آمدم، استاد ارجمند ما غلامحسین زرگری‌نژاد، تاریخ‌نگار، پژوهشگر و استاد تاریخ دانشگاه تهران از بنده با توجه به پیشینه‌ای که داشتم درخواست کردند این کتاب را بنویسم؛ بنابراین برمن واجب شد که این کار را شروع کنم. بعد از اینکه در سال ۱۳۸۵ قرارداد بسته شد، بخش اعظم کتاب در سال ۱۳۸۷ نوشته و تحویل داده شد، اما انبوه گرفتاری‌ها اجازه نمی‌داد این بار را به سرمنزل مقصود برسانم. ضمن تشکر از سرکار خانم شجاعی، کارشناس پژوهشی گروه تاریخ در «سمت»، باید بگویم اگر پیگیری‌های ایشان نبود، شاید این کتاب ناتمام باقی می‌ماند.

استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران، با بیان اینکه در کتاب «ایران بین دو کودتا» سعی شده است تا سیر اصلاحات به مخاطب نشان داده شود، خاطرنشان کرد: ایران امروز نیازمند تاریخ‌نگاری منصفانه، علمی و روشمند است. سال‌هاست که همه مرا به‌ عنوان یکی از تندترین منتقدان رشته تاریخ می‌شناسند، متأسفانه رشته تاریخ در ایران خوارترین و ذلیل‌ترین رشته‌هاست و نهادهای تاریخی در ایران در وضعیت بدی قرار دارند.

وی در پایان ایران را در مقابله با قدرت‌های بزرگ دانست و گفت: در شرایط کنونی کشور ما نیاز زیادی به روایت تاریخی وجود دارد و به‌ همین دلیل باید وضعیت رشته تاریخ اصلاح شود. من بارها به بزرگان کشور هشدار داده‌ام که به فکر تاریخ باشید و افراد باصلاحیت را به این رشته وارد کنید، تاریخ را دریابید و اگر درنیابید، چوب آن را خواهید خورد.

در ادامه نشست حسینعلی نوذری، پژوهشگر و نظریه‌پرداز حوزه علوم سیاسی، به عنوان منتقد اظهار داشت: نقد من به این کتاب دو جنبه دارد. جنبه فرمی و جنبه محتوایی. تاریخ پژوهان ما باید متوجه این نکته باشند که قضاوت ارزشی با قضاوت بر اساس مطالب مستند متفاوت است.

نوذری در ادامه نقد محتوایی خود خاطرنشان کرد: پژوهشگر تاریخ باید در حین نگارش اثر خود مستند و عینی باشد. متأسفانه در برخی بخش‌ها این نگاه بی‌طرفانه رعایت نشده است. نکته بعدی اینکه کتاب از یک جایی به بعد دچار نوعی گسست و سکوت شده است.

خانیکی مدیر گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در نشست نقد و بررسی کتاب «ایران بین دو کودتا» گفت: تاریخ پیچیده‌ترین دانش بشری است و حتی از فیزیک، شیمی، ریاضیات و نجوم نیز پیچیده‌تر و دشوارتر است. ما تصور می‌کنیم مورخ کسی است که ناسخ‌التواریخ (ناسخ‌التواریخ کتابی است در تاریخ عمومی عالم که ۹ جلد آن را میرزا محمدتقی سپهر تألیف کرده است) را حفظ کرده و می‌داند که در چه سالی فلان جنگ روی داده است و چند نفر در آن جنگ کشته شده است و نام آن کشته‌شدگان چیست.

رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در ادامه گفت: ارتباطات نیز مثل سایر بخش‌ها به شدت نیازمند تاریخ است. بر این اساس ما نباید این دید را داشته باشیم که تاریخ فقط کار دانشجویان تاریخ است، بلکه یک کار میان‌رشته‌ای است و در درجه اول موضوع سایر رشته‌های علوم اجتماعی و انسانی نیز هست.

وی در ادامه در رابطه با انتخاب هوشمندانه نام دو کودتا در مقابل دو انقلاب گفت: این نام دال خیلی معناداری است؛ ایران را کسانی مثل جان فوران (John Foran) به‌نام کشور انقلاب‌ها نام‌گذاری کرده‌اند، چراکه آنقدر آرمان‌ها زیاد هستند که ایران در کمتر از ۱۰۰ سال به دو انقلاب بزرگ دست زده است، اما در این کتاب به اینکه آرمان‌های این انقلاب‌ها چطور می‌تواند تحت تأثیر کودتاها قرار بگیرد و نادیده گرفته شود یا به مسیر انحرافی برود نیز بحث شده است.

مدیر گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در بیان ویژگی مهم کار داریوش رحمانیان، مؤلف اثر، بیان کرد: اینکه چه نسبتی بین هر تحولی در جامعه با قدرت سیاسی و جامعه مدنی وجود دارد، بنده خود در گذشته این دو را هم‌عرض تلقی می‌کردم، اما در حال حاضر بین اینها تفکیک قائل می‌شوم و مسئله جامعه مدنی را مهم‌تر از قدرت سیاسی می‌دانم.

وی در همین رابطه اضافه کرد: به این معنا که تحولات بزرگ در این جامعه تنها زمانی انجام نگرفته است که قدرت سیاسی فروپاشیده، بلکه وقتی انجام گرفته است که در جامعه مدنی آثار حیات و بلوغ دیده شده است؛ اگر ما این نکته را بپذیریم، پیشنهاد من این است که به مسئله نهادهای مدنی و وضعیت آنها و در کنار آن به آلترناتیوهایی مثل ارتباطات که می‌توانند جامعه مدنی را قوی‌تر یا ضعیف‌تر ‌کنند نیز پرداخته شود.

کتاب «ایران بین دو کودتا» هم اکنون به چاپ چهارم رسیده است. (تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران از انقراض قاجاریه تا کودتای ۲۸ مرداد) نوشته داریوش رحمانیان از سوی سازمان «سمت» در سال ۱۳۹۵ انتشار یافته است. این کتاب ۳ بخش دارد. ۱: انقراض قاجار ۲: تحولات ایران در دوره رضاشاه و ۳: تحولات دهه ۲۰ شمسی(تحولات ایران از سقوط رشاشاه تا کودتای ۲۸ مرداد)

منبع : خبرگزاری مهر

کتاب بحرالجواهر فی علم الدفاتر

 
توجه پژوهشگران به تاریخ اقتصادی دوران قاجار اندک بوده است
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)نشست معرفی و بررسی کتاب بحرالجواهر فی علم الدفاتر با حضور دکتر اکبر شریف‌زاده، غلامرضا عزیزی، امین محمدی و علیرضا نیک‌نژاد عصر روز سه‌شنبه 15 آبان 1397 در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد.

کتاب بحرالجواهر فی علم الدفاتر اثر عبدالوهاب ابن محمد امین شهشهانی است که در دوران محمد شاه قاجار نوشته شده و هدف آن ت‍ع‍ل‍ی‍م‌ دف‍ت‍رداری‌ و ح‍س‍اب‌ ب‍ه‌ روش‌ س‍ی‍اق‌ بوده است. 

در ابتدای نشست مصحح کتاب دکتر علیرضا نیک‌نژاد گفت: «من برای اولین بار در زمان نوشتن پایان‌نامه دکتری با کتاب بحرالجواهر آشنا شدم و پس از آنکه به تصحیح متونی دیگر در زمینه علم سیاق پرداختم به نظرم رسید تصحیح این کتاب هم می‌تواند برای اهالی معرفت یاری رسان باشد و به همین دلیل آن را تصحیح کردم.»

نیک‌نژاد در ادامه صحبت خود گفت: «یکی از محسنات کتاب بحرالجواهر نسبت به کتابهای دیگر در زمینه علم سیاق طبقه‌بندی مناسب آن است. این کتاب به نسبت کتاب‌هایی نظیر قوانین السیاق و فروغستان نوشته میرزا مهدی فروغ اصفهانی که دکتر ایرج افشار تصحیح خوبی از آن ارائه داده است کتاب کامل‌تری است. اگر چه این کتاب هم مانند کتاب‌هایی نظیر فروغستان از کتابهای دیگر در زمینه علم سیاق گرته‌برداری کرده است اما حسن آن در طبقه‌بندی جالب توجه آن است و به همین دلیل در زمان خود بسیار مورد توجه بوده است.»


علیرضا نیک‌نژاد
در ادامه نشست دکتر اکبر شریف‌زاده پژوهشگر حوزه متون خطی به بررسی اهمیت کتاب بحرالجواهر و ویژگی‌های تصحیح آن پرداخت. وی گفت: «ما در شناخت حوزه اقتصاد دوره قاجار کوتاهی فراوانی داشته‌ایم. محققان ما آنقدر در مباحث مربوط به تاریخ سیاسی غرق شده‌اند که از شناخت تاریخ اجتماعی و اقتصادی غفلت شده است و البته بخشی از این امر هم به این بازمی‌گردد که حوزه‌هایی نظیر تاریخ اقتصادی مخاطب کمتری را به خود اختصاص می‌دهد. از این منظر تصحیح کتاب بحرالجواهر اهمیت فراوانی دارد، چرا که این کتاب در بحث سیاق که یک پازل از پازل‌های تاریخ اقتصادی دوران قاجار است از آثار بسیار مهم محسوب می‌شود.»

شریف‌زاده در ادامه درباره اهمیت کتاب بحرالجواهر افزود: «بحرالجواهر در دوران قاجار بارها چاپ سنگی شده است و نسخه‌های خطی فراوانی هم از آن وجود دارد. این نشان‌دهنده طرفداران فراوان این کتاب در دوران قاجار و حتی اوایل پهلوی است. این کتاب یک نسخه آموزشی در حوزه سیاق است و سعی کرده است به راحت‌ترین وجه امر آموزش را انجام دهد. این کتاب شاید بعد از خلاصه‌السیاق شیخ بهایی بیشترین استقبال را در زمینه آموزش سیاق به خود اختصاص داده است.»
 
به گفته شریف زاده تصحیح کتابی که نسخ فراوانی از آن وجود دارد از منظر انتخاب نسخه اصح سخت است. وی در این زمینه اضافه کرد: «کاری که آقای نیک نژاد کرده است و ارزشمند است آن است که هم از نسخ خطی و هم از نسخ چاپ سنگی در تصحیح استفاده کرده است. سوالی که اینجا پیش می آید این است که وقتی نسخ خطی هست چرا به سراغ نسخ چاپ سنگی می‌رویم؟ پاسخ این است که نسخ چاپ سنگی منقح‌تر از نسخ خطی هستند و ناشر اولیه آنها پیش از انتشار چاپ سنگی تصحیح اولیه‌ای روی آن انجام می‌دهد. بنا بر این بیش از نسخ خطی که اغلب نسخه‌های کاربردی برای آموزش بوده‌اند و به همین دلیل جرح و تعدیل و تحریف در‌ آنها بسیار است می‌شود به نسخه‌های چاپ سنگی اعتماد کرد.»

وی با اشاره به جداول افزوده به کتاب گفت: «این جدول‌ها که معرفی مناسبی از علم سیاق برای مخاطب امروزین ارائه می‌دهد جنبه‌های کاربردی کتاب را افزایش داده است و آن را به اثری تبدیل کرده است که فراتر از یک اثر تاریخی، کتابی آموزشی برای هم عصران ما که مایل به یاد گرفتن علم سیاق هستند هم می‌تواند محسوب شود.»


اکبر شریف‌زاده و امین محمدی

پس از شریف زاده نوبت به دکتر امین محمدی پژوهشگر حوزه سیاق‌شناسی رسید. او گفت: «کتاب بحرالجواهر یکی از مشهورترین کتب سیاق و فن دفترداری دوران قاجار است و اهمیت آن از این جهت است که می‌تواند ما را در جهت فهم اسناد مالی بسیاری که از دوره قاجار باقی مانده است راهنمایی کند. اسناد مالی دوران قاجار ساختار پیچیده‌ای دارند و تنها با کمک کتابهایی مانند بحرالجواهر، قوانین السیاق و فروغستان است که می‌توانیم به فهم آنها نائل شویم. بر این مبنا انتشار چنین آثاری علاوه بر اهمیتی که در حفظ میراث فرهنگی دارد خدمت بزرگی به پژوهشگران تاریخ هم محسوب می‌شود.»

او در ادامه به طرح نکات انتقادی درباره کتاب پرداخت. به گفته محمدی انتخاب چهار نسخه برای تصحیح کتاب تعداد نسخه‌بدل‌های آن را به طرزی غیرضروری افزایش داده است. او در شرح نظر خود گفت: «کتاب‌هایی مانند بحرالجواهر را مستوفیان می‌نوشته‌اند و هدف آنها تنها انتقال محتوای کتاب بوده و چندان به امانتداری تکیه نداشته‌اند به همین دلیل به ویژه در ارائه مثال‌ها در نسخه‌های مختلف کتاب تفاوت‌های بسیاری را می‌بینیم. همین تفاوت‌ها باعث شده است که تعداد نسخه بدل‌های کتاب بسیار زیاد شود و شاید 50 صفحه حجم اضافه به کتاب تحمیل کرده است. شاید اگر به جای چهار نسخه، دو نسخه برای تصحیح مورد استفاده قرار می‌گرفت این مشکل پیش نمی‌آمد و لطمه‌ای هم به درجه صحت کتاب وارد نمی‌شد.

محمدی درباره مقدمه مصحح کتاب نیز انتقادی داشت. وی گفت: «به گمان من مقدمه کتاب جای کار بیشتری داشت. این مقدمه البته اطلاعات خوبی می دهد اما جای ارائه تعاریفی از سیاق، فن دفترداری، علم اسیفا و... در مقدمه خالی است و نویسنده می‌توانست در مقدمه‌اش به جایگاه و اهمیت این کتاب در تاریخ اقتصاد دوره قاجار نیز اشاره کند.»

از دیگر نکاتی که این منتقد به آنها اشاره کرد اغلاط کتاب بود. وی اغلاط وارد شده به این تصحیح را به دو دسته اغلاط مربوط به اعداد و کلمات و اغلاط محتوایی تقسیم کرد و درباره اغلاط دسته اول گفت: «با توجه به دشواری کتاب و حجم کار اغلاط کتاب چندان زیاد نیست و میزان آن قابل قبول است. اغلاط اندکی که باقی مانده است هم می‌توانند در چاپهای بعدی به راحتی تصحیح شوند. در زمینه اعداد نیز جز پنج یا شش مورد غلط خاصی نداریم که این نشانه دقت مصحح است.»

محمدی درباره اغلاط محتوایی کتاب نیز گفت: «در جاهایی علامت منها در محاسبات خوانده نشده و این باعث شده است که اعدادی که باید کسر می شده با سایر اعداد مخلوط شود و به همین دلیل خواننده نمی تواند تشخیص دهد که محاسبه ای انجام شده است. یا علامت «فی» در همه کتاب به صورت پرانتز آمده و اگر خواننده با قواعد آشنا نباشد نمی تواند تشخیص دهد که محاسبه ای صورت گرفته است. در جاهایی از کتاب نیز کلماتی جا افتاده که فهم را مشکل می کند ولی تعداد این کلمات کم است.
گاهی هم کلماتی به متن اضافه شده که در نسخه اصلی نیست.»



از دیگر نکات مورد توجه این منتقد کمبود پیوست در کتاب بود. به گفته محمدی: «عیار کار تصحیح را می شود از پیوست‌ها فهمید. کار ایرج افشار در تصحیح فروغستان دوازده پیوست دارد و به گمان من اگر مصحح این کتاب هم می‌توانست فرهنگ لغتی از اصطلاحاتی که در کتاب هست در انتهای آن ارائه دهد به ارزش کتاب افزوده می‌شد. بسیاری از اصطلاحات در کتاب هست که با آنها آشنا نبودم. مانند مادی روبی که اشاره به لای روبی مادی های اصفهان دارد. اگر این اصطلاحات جمع آوری می‌شدند اتفاق خوبی رخ می‌داد.»

از دیگر مشکلات تصحیح از منظر محمدی نمایه نه‌چندان دقیق کتاب بود: «نمایه کتاب هم چندان دقیق نیست و گویا از روی رفع تکلیف نوشته شده است. بسیاری از اسامی در کتاب هست که نادیده گرفته شده است. زید و خالد و امر که در مثال‌های سیاقی آمده به صورت نمایه ارائه شده‌اند ولی اسامی بسیاری از اشخاص مهم دوران قاجار در نمایه نیامده است.»

در انتهای نشست مصحح کتاب در قالب توضیحات پایانی به برخی از انتقادات پاسخ داد. نیک‌نژاد گفت: «نیت بنده تصحیح بود. قصد نداشتم کتاب را بازخوانی کنم تا اینکه به وقت چاپ دوستی گفت این کتاب می‌تواند هنوز هم کارکرد آموزشی داشته باشد و به همین دلیل به سمت اضافه کردن جداول به آن رفتیم. انتخاب چهار نسخه به عنوان مبنای تصحیح هم به این دلیل بود که خواننده تصور نکند مصحح کم‌کاری کرده است. وگرنه با یکی از نسخ چاپ سنگی هم می شد کار را تصحیح کرد.»

نیک‌نژاد همچنین انتقاد امین محمدی در مورد نمایه کتاب را وارد دانست و صحبت خود را با یک وعده به پایان برد: «در مورد فرهنگ اصطلاحات ما در حال آماده کردن یک کتاب هستیم و در آن کتاب فرهنگ اصطلاحات دیوانی اصطلاحاتی که در این کتاب وجود دارد هم مورد توجه قرار خواهد گرفت.»

پایان‌بخش نشست نیز پرسش و پاسخ حاضران بود.

کتاب بحرالجواهر فی علم الدفاتر نوشته عبدالوهاب ابن محمدامین شهشهانی را نشر تاریخ ایران با تصحیح و تشحیه علیرضا نیک‌نژاد در 375 صفحه منتشر کرده است.
منبع : ایبنا

احمد اشرف از منظر آزاد ارمکی

 
آزادارمکی: اشرف استبداد را مانع بزرگ رشد سرمایه‌داری در ایران می‌داند
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) چهارمین نشست از همایش جامعه‌شناسان ایرانی و جامعه ایرانی به بررسی و نقد آثار و افکار و کوشش‌های علمی و اجتماعی احمد اشرف اختصاص داشت. در جدیدترین نشست از این مجموعه تقی آزاد ارمکی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران با موضوع مدرنیته ایرانی در افکار اشرف و رحیم محمدی با موضوع فهم از تاریخ در نگاه احمد اشرف یکشنبه 13 آبان در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران سخنرانی کردند.

آزاد ارمکی در ابتدای سخنانش با اشاره به تقسیم بندی او در کتاب جامعه‌شناسی علم گفت: من احمد اشرف را از نسل دوم جامعه‌شناسان اما حاشیه‌ای می‌دانم.

وی در ادامه با اشاره به اینکه دغدغه جامعه‌شناسی آمریکایی از یک بابت توسعه و از یک طرف اصلاحات است و از این دو طیف افرادی مانند پارسونز برای توسعه و سی رایت میلز را برای اصلاحات می‌توان مثال زد عنوان کرد: احسان نراقی مانند همه افراد تلاش کرد که موسسه‌ای را تاسیس کند، در واقع کاری که او انجام می‌دهد این است که می‌خواهد پرسش توسعه‌ای ایران را پی بگیرد. به همین دلیل بیشتر کارهایی که در موسسه مطالعات و تحقیقات انجام می‌شود توسعه‌ای است حتی کتاب آل احمد هم در پی توسعه است.

این استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه برخی افراد معلم‌اند و برخی نقش‌های دیگری دارند، گفت: صدیقی بیشتر معلم و مدرس و همچنین نماد یک رجل سیاسی در حوزه اجتماعی است. اما نراقی نقشی دیگر دارد. شاید سوروکین در مقایسه با پارسونز اینچنین ویژگی را دارد.

وی با اشاره به اینکه در نسل دوم شاهد شکل‌گیری دانشکده علوم اجتماعی در سال 1351 هستیم افزود: آدم‌هایی در این زمان با تلاش دکتر صدیقی و نراقی جذب دانشکده می‌شوند که دکتر اشرف و آشوری از جمله این افراد هستند، اما هر دو به صورت حاشیه‌ای و مانند بهنام و توسلی و... نیستند، اما جامعه‌شناس‌اند و کار جامعه شناسی می‌کنند. این افراد سعی می‌کنند بیش از آنکه به سنت‌های آموزشی وفادار باشند به سنت‌های روشنفکری وفادار باشند.

به گفته آزادارمکی، کتاب اشرف یک پرسش در سنت جامعه‌شناسی مدرن وبری است اما پاسخ مارکس ـ وبری به آن می‌دهد. در ایران ما مارکسیست‌های ارتدوکسی را داریم که دانشی را هم تولید نمی‌کنند اما اشرف خارج از آن سنت دانشگاهی است و کار جامعه‌شناسانه می‌کند.

این استاد جامعه‌شناسی درباره کتاب «موانع رشد سرمایه‌داری در ایران» سخن گفت و افزود: این کتاب را باید یک اثر کلاسیک دانست هر چند کتاب درسی نیست اما کار جامعه‌شناختی است و در آن پرسش بنیادی که چرا سرمایه‌داری در ایران استقرار پیدا نمی‌کند مطرح است و این اثر پاسخی علمی و دقیق به آن است.

وی با تاکید بر اینکه جامعه‌شناسی تاریخی جان جامعه‌شناسی است، گفت: این کتاب جامعه‌شناسی تاریخی است و جامعه‌شناسی تاریخی هم جان جامعه‌شناسی است، حتی جامعه‌شناسی فرهنگی هم به گونه‌ای جامعه‌شناسی تاریخی است. پرسش مسلط در متن یعنی آن چیزی که در جامعه‌شناسی ایران غریب است و متن را توضیح نمی‌دهد.

استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران در ادامه با اشاره به اینکه در کتاب یک پرسش مطرح است، گفت: پرسش در ابتدا و انتهای کتاب مطرح است و پاسخ آن هم مشخص است و کتابی که پرسش اول و آخرش را پاسخ می‌دهد ایراد دارد. جامعه‌شناسی‌ای که پرسش اول و آخرش را پاسخ دهد ایراد دارد و امکان ندارد که پرسش اول پرسش آخر باشد. درصورتی که پژوهش باید پرسش را تعیین کند.

به گفته آزادارمکی، اشرف در این کتاب مفاهیم و مضامینی را انتخاب و مطرح می‌کند که قابل دفاع هستند، او مفاهیم را تعریف و با آنها زیست می‌کند. مثلاً مفهوم سرمایه‌داری را مطرح می‌کند اما اشکال در این است که با سرمایه‌داری بازی نمی‌کند. به همین دلیل است که به ساحت سرمایه‌داری در ایران نمی‌تواند بپردازد. درصورتی‌که به مفهوم اصناف و صنف بسیار خوب می‌پردازد و کار تطبیقی می‌کند. او به مفهوم وبری شهر می‌پردازد هرچند که این مفهومی است که در سنت‌های مختلف جامعه‌شناسی در رفت و برگشت است و اشرف هم به دوگانه شهر و روستا می‌پردازد.

وی در ادامه گفت: این نوع جامعه‌شناسان از یک مدل غربی تبعیت کرده و حال آنکه این مدل در ایران وجود ندارد. مدل تحلیلی اشرف در این کتاب مدل تحلیلی انطباق مدل وبری ـ دورکیمی سرمایه‌داری غرب است و براساس آن تاریخ ایران را بررسی می‌کند. باید توجه کرد که ایران یک پدیده فرهنگی و بیشتر تاریخی است. این کتاب برخلاف بسیاری از کتاب‌های جامعه‌شناسی تکلیفش را با جامعه مشخص می‌کند. هیچ‌کدام از جامعه‌شناسان تاریخی کار اشرف را پی نگرفته‌اند، کار او شبیه کاری است که لمپتن انجام می‌دهد و بسیار وام‌دار فهم تاریخی است چرا که بیشتر از تکس‌های تاریخ استفاده می‌کند. ایشان در این کتاب 10 منبع تاریخ را دقیق بیان می‌کند.

استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران افزود: اشرف تاریخ را بیشتر از قاجار روایت می‌کند و براساس ضرورت به باستان، گذشته و معاصر رجوع می‌کند. اشرف آگاهانه این بحث را می‌کند و فقط در دو جا است که به باستان می‌پردازد و آن هم به دلیل آن است که پرسش‌اش او را به آنجا می‌برد اما از قاجار شروع می‌کند.

وی در ادامه با اشاره به اینکه سنت دوگانه‌سازی در جامعه‌شناسی آفت این علم شده است، عنوان کرد: اشرف به لحاظ روشی مانند سنت ماندگار سطحی در جامعه دوگانه عمل می‌کند. در مقایسه تطبیقی بین غرب و شرق بیش از آنکه شرق را بگوید غرب را می‌گوید. مثلا با اینکه از شهر صحبت می‌کند اما گرفتار دوگانه شهر ـ روستا می‌شود.

آزاد ارمکی یادآور شد: اشرف بدون اینکه خودش بخواهد در دام ابن خلدون می‌افتد. ابن خلدون می‌گوید جهان بادیه نشینی و شهرنشینی و این بادیه‌نشینی است که در یک فرایند 120 ساله شهرنشینی بر شهرنشینی مسلط می‌شود. اول اینکه چرا شهر محل فساد است؟ در صورتی‌که شهر محل دین و کنش مذهبی است اینکه شهر محل فساد است دورغ بزرگی است که تیپ‌های ابن خلدونی ایجاد کرده‌اند. اشرف می‌گوید که ابن خلدون هم می‌گوید نظام عشیره‌ای نظام شهری را از بین می‌برد. ابن خلدون غلط می‌گوید و حتی اگر درست هم بگوید از آن آفریقا است که نظام عشیره‌ای در آن برپاست نه کشوری مانند ایران.

وی در ادامه گفت: من بسیاری از سفرنامه‌ها را خوانده‌ام، تقریباً در تمام سفرنامه‌ها در دوگاه شهر و روستا، روستا بسیار برجسته شده است و ناامنی در آنها به چشم می‌خورد. درصورتی‌که ناامنی براساس مدیریت حقوقی - نظامی ناکارآمد است و ربطی به جامعه ندارد. اشرف در جایی از دستگاه وبری ـ دورکیمی عدول کرده و به دستگاه ابن خلدونی روی آورده است درصورتی‌که قبایل و طوایف فقط در دو جا بوده‌اند اول در محل سرنگونی و بعد هم در سرنگونی.

آزاد ارمکی با اشاره به اینکه اشرف در ابتدای کتابش عامل مانع بزرگ رشد سرمایه داری در ایران را استبداد می‌داند گفت: اشرف استبداد را مانع بزرگ رشد سرمایه داری می‌داند و یکی از مشکلاتی که این سنت (اشرف، کاتوزیان و...) دارند از تعریفی است که از استبداد دارند.‌ آنها می‌گویند آنچه که هست استبداد است و استبداد یک حتمیت سرنوشت ایرانیان است و همه تلاش‌های مدرن که اتفاق افتاده است به واسطه استبداد دچار فروپاشی می‌شود و استبداد بازتولید می‌شود و حتی فربه‌تر و فربه‌تر می‌شود.

حرف من این است که استبداد خیلی وقت است که در ایران مرده و استبداد نیست که عاملیت می‌کند. به عبارت دیگر فقدان دولت‌های ضعیف است که زمینه را برای استبداد فراهم می‌کند. جمهوری اسلامی ضعیف‌ترین نظام در تاریخ ایران است که عاملیت کرده است. به خاطر ضعفش است که این اتفاقات در آن می‌افتد نه استبدادش. انقلاب اسلامی، انقلاب مشروطه زمانی اتفاق می‌افتد که ضعف ظهور می‌کند. آنجا که دولت‌ها قوی می‌شوند سامان اجتماعی بدون استبداد اتفاق می‌افتد. حالا وقتی این آقایان می‌خواهند مفهوم‌سازی کنند از این ضعف فاشیزم را بیرون می‌کشند و وقتی می‌پرسید که منظورتان چیست؟ فرد مستبد را نشان می‌دهند.

این استاد دانشگاه، در پایان با اشاره به پرسش یکی از حضار که چرا در ایران جامعه شناسی تاریخ نتوانسته است مانند غرب رشد کند گفت: در غرب دو علم مردم شنناسی و باستانشناسی با کاوش هایشان مواد اولیه را در اختیار جامعه شناسان قرار داده‌اند هرچند که معتقدم در غرب هم وحشی‌گری وجود داشته است و به شکل امروزی که می‌بینیم نبوده است. 

در ادامه این نشست رحیم محمدی با اشاره به این که اهمیت اشرف در این است که بحث تاریخ و تاریخی بحث کردن در جامعه شناسی را مطرح کرده است گفت: اشرف در واقع جامعه شناسی را با تاریخ پیوند می‌زند. پرسش این است که اشرف تاریخ و تاریخ اجتماعی را چگونه فهمیده است؟ او با دو سنت فهم از تاریخ مواجه بود، یکی سنت ایران بود دیگری هم سنت جدید که در جامعه شناسی بود.

وی افزود: درایران چهار درک از تاریخ وجود داشت که اشرف بدون نام بردن از آنها در کارش از آنها استفاده می‌کند، 1- تاریخ عمل ظهور اراده الهی است، مهمترین چیز در نگاه اشرف گذر از این سنت است. 2- تاریخ عرصه اراده سیاسی است، حاکمان در دوره اسلامی ظل الله یا فره ایزدی در زمان باستان تعبیر می‌شوند. اشرف از این نوع روایت هم گذر می‌کند، اما در هیج جا نمی‌گوید که چرا از این گذر می‌کنم؟
 

محمدی با بیان اینکه سنت وقایع نگاری در ایران است اضافه کرد: ایرانیان در طول تاریخ وقایع را می‌نوشتند، کار اشرف از این سه نوع رویکرد عبور می‌کند و سعی می‌کند که تاریخ اجتماعی بنویسد. برخلاف رویکردهای اول و دوم که خدا و حکومت محور بودند در اینجا انسان محور و اصل است. انسان اجتماعی و نهاد است که در سنت تاریخ اجتماعی اهمیت دارد. اما اینکه اشرف در نوشتن تاریخ اجتماعی ایران موفق بوده است یا خیر؟ به نظرم حداقل از این کارها پاسخ نه است. چرا که ایشان کار را آغاز کرده است.

وی با طرح این سوال که چرا تاریخ اجتماعی اشرف کامل نیست؟ یادآور شد: تاریخ اجتماعی دو مرحله است، ابتدا منابع را شناسایی و داده‌های تاریخ موثق را پیدا می‌کنند. بنابراین داده‌های اجتماعی و امور اجتماعی را باید گردآوری کرد. مرحله دوم تحلیل جامعه شناسانه داده‌هاست. در کار اشرف تحلیل مناسبات و نهادهای اجتماعی بسیار اتفاق نمی‌افتد.

این جامعه شناس در ادامه گفت: اشرف به دنبال این است که تاریخ یک عنصر اجتماعی به عنوان هویت ایرانی که در آغاز تاریخ وجود دارد را بنویسد. به همین سبب از آغاز اسلام شروع می‌کند و بعد صفویه و قاجار و پهلوی را بررسی می‌کند. قرار بود که اشرف از تاریخ سیاسی عبور کند اما اسم تقسیم بندی‌هایش سیاسی است و گویا تاریخ اجتماعی از موضع سیاسی و بر مبنای امر سیاسی اتفاق می‌افتد.

به گفته محمدی، اشرف وقتی از هویت ایرانی سخن می‌گوید این سوال طرح می‌شود که آیا هویت ایرانی یک هویت متدوام بوده است یا گسسته بوده است؟ اشرف دوست دارد که هویت ایرانی و ایرانیت را جستجو کند و گویا با آن نسبتی عاطفی و ارزشی دارد. هرچند بی طرفی ارزشی را در کار به طور آشکارا نشان می‌دهد. ا- رویکرد ناسیونالیست رمانتیک(باستان گرایان این رویکرد را دارند) درصدد احیای شکوه ایران قبل از اسلام هستند. 2-رویکرد یا امر ملی که در رویکردهای مدرن است.

وی در پایان گفت: اشرف می‌گوید که تاریخ را نگاه کنیم و در این بحث گویا یک عنصر محوری به نام ایرانیت وجود دارد که ایرانیان درکی از ایرانی بودن را فهم کرده‌اند.
 
منبع : ایبنا

درباره کتاب «نواختر کهکشان گوتنبرگ»

این کتاب به بهانه معرفی اراسموس نهضت‌های فرهنگی و اجتماعی قرن شانزدهم را بررسی کرده است
  
در کتاب «نواختر کهکشان گوتنبرگ» در بستر زندگی اراسموس و با توجه به اینکه او بیش از پانصد نامه برای صاحبان قدرت و اندیشمندان همعصر خود نوشته است، با بسیاری از شخصیت‌ها و روندهای فرهنگی و اجتماعی عصر او آشنا می‌شویم. از جمله کسانی که این کتاب بر زندگی‌اش نور می‌افکند مارتین لوتر، بنیان‌گذار پروتستانسیسم مسیحی است.
 
یک سفر جذاب روایی به عصر روشنگری
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)‌ نینا برتون نویسنده سوئدی کتاب «نواخترِ کهکشان گوتنبرگ» در ابتدای کتابش، به نقل از یک کتابفروش در بازل سوئیس، اهمیت اراسموس در تاریخ اروپا را این‌گونه ترسیم می‌کند: «به باور من اراسموس نسبت به نظریه‌های مک‌لوهان می‌تواند به مراتب بیشتر در مورد کهکشان گوتنبرگ به ما مطلب بگوید.» (ص.12)

اشاره به مک‌لوهان در کتابی که «نواختر کهکشان گوتنبرگ» نام دارد امری اجتناب‌ناپذیر می‌نماید. چرا که اصطلاح «کهکشان گوتنبرگ» از اساس به وسیله مارشال مک‌لوهان وضع شده است. مارشال مک‌لوهان اندیشمندی کانادایی است که بیشتر به خاطر ایده بسیار مشهور و فراگیرش «دهکده جهانی» شناخته می‌شود.

مک‌لوهان در سال 1961 کتابی نوشته است با نام «کهکشان گوتنبرگ: شناخت انسان چاپی» که مطالعه‌ای پیشگام در زمینه‌های فرهنگ شفاهی، فرهنگ چاپی، مطالعات فرهنگی و محیط‌شناسی رسانه محسوب می‌شود. مک‌لوهان در سراسر کتابش تلاش می‌کند تا نشان دهد که چگونه تکنولوژی ارتباطی (نوشتن به وسیله حروف الفبا، چاپ و رسانه‌های الکترونیک) بر سازماندهی شناختی اثر می‌گذارند و این سازماندهی شناختی چگونه اثری بر سازمان‌های اجتماعی دارد. مک‌لوهان می‌گوید: «اگر تکنولوژی جدید یکی یا چند تا از حس‌های ما را به جهان اجتماعی خارج از ما امتداد می‌دهد، در هر فرهنگ خاصی، نسبت‌های جدیدی میان هرکدام از حس‌های ما به وجود می‌آید. درست مثل زمانی که یک نت جدید به یک ملودی اضافه شود و وقتی نسبت حس‌ها دگرگون شود چیزی که قبلاً به نظر شفاف می‌آمد ناگهان کدر می‌شود، و چیزی که مبهم یا کدر بود نیمه شفاف می‌نماید.»


مارشال مک‌لوهان

تعمیق درباره رویکرد و مضامین کتاب «کهکشان گوتنبرگ» مک‌لوهان و نسبت آن با جمله‌ای که نینا برتون از زبان کتابفروش بازلی نقل می‌کند، می‌تواند در شناخت ما از رویکرد کتاب «نواختر کهکشان گوتنبرگ» اثر بگذارد.

کتاب برتون در بستری نوشته شده است که بر مبنای ایده‌ها و نظرات مک‌لوهان نظام‌مند شده است. این ایده که تغییرات بنیادین تکنولوژیک نگاه ما به جهان را تغییر می‌دهند یا به عبارت دیگر جهان ما را تغییر می‌دهند. از این روست که به گمان مک‌لوهان گوتنبرگ با اختراع دستگاه چاپ کهکشان را تحت تاثیر خود قرار داد. اختراع او که در نهایت در شکل‌گیری عصر روشنگری موثر واقع شد، نسبت‌های جدیدی میان حس‌های بشری پدید آورد و جهان ذهنی بشر را به کلی تغییر داد.

اما آیا نینا برتون آنجا که می‌گوید اراسموس بیش از مک‌لوهان به ما درباره کهکشان گوتنبرگ مطلب برای عرضه دارد سخنی به گزاف می‌گوید؟ آیا از اساس اراسموس درباره کهکشان گوتنبرگ که اصطلاحی وضع شده به وسیله مک‌لوهان است مطلبی گفته که بخواهد بیشتر یا کمتر از ایده‌های آن اندیشمند کانادایی مفید باشد؟

مهمترین و مشهورترین اثر اراسموس کتابی است با نام «در ستایش دیوانگی». این کتاب نخستین اثری است که پس از قرون وسطی استبداد مقامات مسیحی را با زبان طنز و شوخی مورد انتقاد قرار داد. او در این کتاب مطلبی درباره گوتنبرگ ننوشته است و در دیگر آثارش نیز به این موضوع نپرداخته.

آنچه نینا برتون درباره اهمیت اراسموس در شناخت کهکشان گوتنبرگی می‌گوید هم ربط چندانی به «آثار» اراسموس ندارد. او در این کتاب بیش از آثار به «سلوک» اراسموس پرداخته است. اراسموس نه به مثابه یک اندیشمند و یکی از چهره‌های فکری عصر روشنگری، بلکه اراسموس به مثابه یک ناشر بزرگ، یا آنگونه که کتاب می‌گوید، بزرگترین ناشر عصر روشنگری. اراسموس در زمان حیات خود، در انتشار بیش از یک پنجم کتابهای چاپی اروپایی نقش داشته است.



کتاب «نواختر کهکشان گوتنبرگ» که در قالب جستارنویسی هنری روایتی جذاب از زندگی اراسموس ارائه داده است، ابتدا به گوتنبرگ و دستاورد بزرگ او می‌پردازد: «در میانه‌های قرن پانزدهم گوتنبرگ چند فن را با هم ترکیب کرد. او فن پرس کردن از طریق دستگاه پرس انگور و صنعت مهرسازی و ضرب سکه را با هنر حکاکی روی ظروف برنزی در هم آمیخت و به این ترتیب توانست دستگاه چاپ را ابداع کند.» (21) در این بستر، کتاب به سراغ زندگی اراسموس می‌رود. او که به نظر می‌رسد متولد روتردام باشد زندگی‌نامه ناشفافی دارد. آنقدر ناشفاف که حتی با قطعیت نمی‌شود گفت که او متولد رتردام است. کتاب با سیری خطی، زندگی اراسموس از تولد تا مرگ و تا پس از مرگ را از نظر می‌گذراند و با روایتی جذاب ما را به بطن شکل‌گیری «کهکشان گوتنبرگ» می‌برد. اگر مک‌لوهان نظریه‌پرداز «کهکشان گوتنبرگ» است، کتاب «نواختر کهکشان گوتنبرگ» در بستر آن نظریه، پژوهشی موردی به ما ارائه می‌دهد تا بتوانیم میزان صدق آن نظریه را بسنجیم. بر این مبناست که ادعای نویسنده در ابتدای کتابش که اراسموس بیش از مک‌لوهان درباره کهکشان گوتنبرگ به ما اطلاعات می‌دهد خالی از صدق نیست.

در بستر زندگی اراسموس و با توجه به اینکه او بیش از پانصد نامه برای صاحبان قدرت و اندیشمندان همعصر خود نوشته است، با بسیاری از شخصیت‌ها و روندهای فرهنگی و اجتماعی عصر او آشنا می‌شویم. از جمله کسانی که این کتاب بر زندگی‌اش نور می‌افکند مارتین لوتر، بنیان‌گذار پروتستانسیسم مسیحی است.

مختصری درباره نویسنده 
آنچنان که در مقدمه مترجم بر کتاب آمده است، نینا برتون از شاعران برجسته معاصر سوئد است. سبک او در جستارنویسی در مرز میان شعر و علوم طبیعی گام برمی‌دارد. او جوایز متعددی کسب کرده و عضو فرنگستان علوم سوئد است. کتاب «نواختر کهکشان گوتنبرگ» نیز در سال 216 بهترین کتاب غیرداستانی سوئد شده است.
 
کتاب «نواختر کهکشان گوتنبرگ» را سعید مقدم در 314 صفحه ترجمه کرده و نشر اختران آن را در تیراژ 1100 نسخه و با قیمت سی هزار تومان در سال 1397 منتشر کرده است
 منبع : ایبنا

نگاهی به روزنامه نوبهار به مناسبت سالروز انتشارش

روزنامه‌نویس بودم من/ با افاضل جلیس بودم من
 
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- نسیم خلیلی: کشور ایران ز انبوه فتن در خطر است / ای وطن‌خواهان زنهار وطن در خطر است، این بخشی از اشعاری است که در یک روزنامه محلی محبوب در مشهد و در روزهای پر فراز و نشیب تاریخ معاصر ایران منتشر می‌شد و طبیعی و بدیهی بود که چنین روزنامه‌ای برای بیان اندیشه‌های وطن‌دوستانه و ناسیونالیستی خود چنین به جادو و اعجاز سحرانگیز شعر پناه جوید چرا که مدیر این نشریه خود ملک‌الشعرا بود و با شعر می‌زیست؛ سخن از محمد تقی بهار است و روزنامه نوبهارش که نخستین شماره‌ آن در بیستم مهرماه سال هزار و دویست و هشتاد و نه از مطبعه طوس بیرون آمد.

در سرلوحه روزنامه درباره نوبهار این وصف آمده بود: «نامه‌ای ست سیاسی، ادبی، سرگذشتی، اخباری خواهان یگانگی و فزونی اسلام و اسلامیان و هوادار بزرگی و نیرومندی ایران و ایرانیان» ناصرالدین‌پروین در مقاله‌ای تحت عنوان «بهار و روزنامه‌نگاری زمانه او»، درباره نوبهار و در معرفی آن می‌نویسد: «این روزنامه، هفته‌ای دو شماره به چاپ می رسید و دارای سه دوره مشخص است. یکی از آن دوره‌ها، 9 شماره‌ای است که تازه بهار نام داشت. نوبهار، بعدها در پایتخت به انتشار خود ادامه داد.»

او در ادامه تصریح می‌دارد که نوبهار دوره‌های مختلفی داشته‌است بدین شرح: «دوره یکم {...} از نهم شوال 1328 آغاز می‌شود و با انتشار شماره هشتادم، به 14 شوال سال بعد یعنی 25 مهر 1290 می‌انجامد. به ظاهر در انتشار این دوره کسی همکار و انباز با ملک‌الشعرا که کمتر از بیست و پنج سال داشت نبوده ولی گروهی از صاحب‌قلمان خراسانی با آن همکاری داشته‌اند. {...} بازماندگان شیخ احمد بهار – دایی‌زاده شاعر و روزنامه‌نگار ملک‌الشعرا- ادعا کرده‌اند که وی، سردبیری سال‌های نخست نوبهار را بر عهده داشته‌است؛ ولی جز همکاری گاه و بیگاه او چیزی در مورد دبیری شیخ احمد در خود روزنامه و نوشته‌های جنبی دیده نمی شود. {...} سرمقاله‌های روزنامه، همگی به قلم بهار و بیشتر پیرامون سیاست و جامعه ایرانی است.

برخی از آنها عنوانی ندارند و در پاره‌ای از شماره‌ها مقاله اساسی به چاپ نرسیده‌است. {...} بدیهی است که با توجه به شخصیت ادبی ملک‌الشعرا، به ادب منظوم نیز توجه نشان داده می‌شد. اکثر این سروده‌ها در ربط با دل‌مشغولی‌های ایران آن روزگار سروده یا انتخاب شده‌است. {...دوره دوم پس از دوماه خاموشی نوبهار و با نام تازه بهار آغاز می شود} دوره حیات روزنامه {تازه بهار} محدود به 9 شماره بود. آخرین شماره، در 22 محرم 1330 به چاپ رسیده‌است این نه شماره البته نام و شماره‌گذاری خود را داراست اما تفاوت دیگری با نوبهار ندارد. جز آنکه در سرلوحه، شخصی به نام جعفرزاده را به عنوان معاون که همه کارهای اداره با اوست معرفی کرده‌اند و ما او را شناسایی نکرده‌ایم. {...} در محتوا نیز به مانند نوبهار بود و همچنان با رنگ وطن‌خواهانه، حمله‌های تند به روسیه و کارهای ضد ایرانی عاملان آن دولت می‌کرد و به همین دلیل و در فضایی که اولتیماتوم 1330 روس‌ها پدید آورده بود، با اشاره سفارت رسیه و دعالت وزارت خارجه ایران آن نیز همچون نوبهار توقیف شد و ناشرش را نیز به همراه شماری از دموکرات‌های خراسان ناگزیر از ترک شهر و دیار و اقمات در تهران کردند. {...} و دوره دوم نوبهار مشهد که با 77 شماره از 7 صفر 1332 آغاز می شود و به دهم ذیقعده همان سال می‌انجامد. دو ماه بعد با گزینش بهار به نمایندگی مجلس، نوبهار نیز پایتخت‌نشین شد.»




این است وداع یک نفر رنجبر
 اما اهمیت تاریخی نوبهار در چه بود؟ مهم‌ترین ویژگی این روزنامه را می‌توان همچون دیگر روزنامه ها بازتاب مسایل سیاسی و اجتماعی وقت در میان کلمات و حروف و نوشته‌هایش دانست مثلا نوبهار چون در روزهای پرتشتت پس از قرارداد 1907 و پس از تجاوز روسیه به ایران و مخصوصا خراسان منتشر می شد، بیشتر مطالب آن رهیافتی ناسیونالیستی داشت و نوک پیکان حمله‌اش متوجه همین بستر تاریخی بغرنج و حساس بود: حضور تجاوزکارانه روس‌ها در ایران معاصر چیزی که خاطره تلخ بسیاری از ایرانیانی بود که در آن سالها و پیش و پس از آن می‌زیستند؛ سرمقاله شماره بیست و نهم روزنامه نوبهار، به خوبی این رویکرد روزنامه را بازتاب می‌دهد، رویکردی که سردبیر شاعر‌مسلک و مردم‌گرای روزنامه در این مقاله به تاکید می‌گوید که آن را با رنج و یاس پذیرفته‌است و بیش از پرداختن به موضوع روس‌های متجاوز در آرزوی آن است که روزنامه‌اش نه بازتاب فریبکاری و ستم‌پیشگی روس‌ها که سخنگوی مردم فرودست جامعه وقت باشد، این نگره به ویژه از این منظر قابل درک است که نوبهار ناشر حزب دموکرات به شمار می‌رفت، حزبی آرمانگرا که به طرفداری از رعایا  در تاریخ شهره بوده‌است: 

«متاسفانه مشاهده می شود که غالب ستون‌های اول جریده کوچک ما، حاوی نام روس و مبین تجاوزات این دولت تمدن‌فرساست. ما وقتی قزاق‌های روس در یک گوشه از خاک وطن مقدس ما حرکتی زشت که طبیعی آنها است بروز داده‌اند، یا در مقابل چشم خودمان نمایشات غریبه و عجیبه به کار برده‌اند بی‌اختیار شده دیگر چیزی نمی‌توانیم بنویسیم. قلم ما دیگر از ما اطاعت نمی‌کند مرکب ما با آن لباس کبود که در بر دارد ما را خبر می‌دهد از یک روز سیاه و افق کبودی که روزگار ما او را در پی خواهد سپرد! ما، آن دقت چه می‌توانیم بکنیم؟ همان وقت مسلوب‌الاختیار شده خون گریه می‌کنیم و با خونمان یک آرتیکلی خونین که با لکه‌های اسم روس و قزاق روس موشح است، درست می‌کنیم و در ستون‌های اول جریده خودمان درج می‌نماییم. عجبا مکتوب داریم از ستمکاری روس! تلگراف داریم همه از جفاکاری روس! به تفریح بیرون می‌شدیم، همه حرکات دیوانه‌وار قزاق روس راپورت شهری داریم! همه تعدیات بستگان روس! روزنامه می‌خوانیم همه کافر ماجرای و آدم‌کشی و غارتگری و خانمان‌سوزی قشون روس...»

با این‌همه محققان تاریخ روزنامه‌نگاری در ایران تصریح داشته‌اند که نوبهار داده‌هایی متنوع و مبسوط درباره شهر‌ها و روستاهای مختلف خراسان گرد آورده و به مرجع و منبع معتبری برای پژوهش در گستره فراخ تاریخ محلی و گونه‌ای تاریخ بومی اجتماعی بدل شده‌است تاریخ بومی پهناوری که افزون بر شهرهایی که امروزه به خراسان متعلق‌اند شهرهای ماوراء النهر و از جمله سمرقند و بخارا و تاشکند و مرو و سمنگان و عشق‌آباد و غیره را هم در بر می‌گیرد و این موضوع از نوبهار ساده و کوچکی که شاعر دل‌افسرده از ناکامی‌های مشروطیت منتشر می‌کرد، یک روزنامه نسبتا بین‌المللی و شناخته شده بر می‌ساخت به ویژه با افزودن این داده که در نوبهار اخباری هم درباره عثمانی و فعالیت تجار ایرانی در آن محدوده نیز منتشر می‌شد. در واقع نوبهار به خراسان اکتفا نکرده‌بود و دست‌اندرکارانش تلاش می‌کردند اخبار تهران و دیگر اخبار مهم سرزمین‌های همجوار را نیز بر کاغذ زرد و ساده روزنامه متبوع خود منعکس کنند. 

اما علیرغم تنوع و گستره وسیعی که نوبهار بدان می پرداخت، تمرکز بر موضع منتقدانه نسبت به روس‌ها باعث شده بود روزنامه به کرات تهدید و سردبیر غمگین‌اش مایوس و ناکام ادامه انتشار را رها کند از جمله اشاره کرده‌اند که در اثر تهدید‌های کنسول روس بهار تصمیم به توقف انتشار روزنامه‌اش گرفت و در سرمقاله شماره هفتاد و نهم، چنین قلم فرسایی کرد: «اینک خستگی با قصی‌الغایه رسیده و افسردگی رسیده و و افسردگی دماغ بی‌نهایت شده‌است حملات پی‌درپی اجانب به این ورقه ناقابل و یورش‌های ارتجاعیون به تقویت آنان و مظفریت ما در مقابل آن همه هیاهو و قالاقیل، اینک یک آسایش مختصری را به ما اجازت می‌دهد. این است وداع یک نفر رنجبر، یک نفر محنت‌کش، یک نفر خدمتگذار یکه و تنهای این آب و خاک، این است وداع یک نفر محرر جوان که به نام وطن و مسلکش یک‌تنه به میدان هزارها خون دل، بهتان، تکفیر، تهدید، حرمان، خطرات بزرگ، داخل شده و اینک با خستگی دماغی که مقدمه فنای محررین جوان است، از این معرکه بیرون رفته تا گردش جهان به کدامین کارزارش دعوت کند...» 
بهار هرچند با چنین ادبیات غمگنانه‌ای از خداحافظی و خستگی خود سخن رانده‌است اما همانطور که قبلا هم اشاره شد، کار روزنامه نوبهار با این وداعیه به پایان نرسید و بهار همواره در طول دوره حیاتش، همانند نامش، کوشید تازه و بهاری و شکوفا باقی بماند و از همین روست که توصیف ل.س پسیکوف – دانشیار قفه اللغه ایران در انستیتو السنه شرقی مسکو – درباره بهار و نامش می‌تواند بهترین حسن ختام برای این گفتار موجز باشد: 

«عجیب است که همه چیز در زندگی این شاعر با کلمه بهار بستگی دارد این شاعر نامدار که تخلص ادبی بهار را برای خود انتخاب کرده بود خود نشانه بیداری تمام کشور بود که در سال‌های نخستین انقلاب ایران آغاز گردیده بود، استعداد بهار هم مخصوصا در همان سالها قوه و قدرت یافت.{...} تمام میراث ادبی او به منزله بهار تازه‌ترین ادبیات ایران است، نور تابان خورشید ادبیات منظوم معاصر ایران است. من کرارا از اشخاصی که خود شخصا او را می‌شناخته‌اند شنیده‌ام که علاوه بر تخلص و اشعار بهار، تمام قیافه و وضع ظاهری محجوب و با لطف او مخصوصا تبسم گرم و درخشانش، مظهر بهار بود.» 
منبع : ایبنا


سید حسن مدرس و عده ای از نمایندگان گروه اقلیت دوره پنجم مجلس شورای ملی؛ ردیف جلو از راست نفر دوم ملک‌الشعرای بهار/ عکس از:موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران. شماره آرشیو: 989-8ع 
منبع : ایبنا

گفت‌وگوی ایبنا با مجید پورشافعی درباره کتاب «از نراق تا ترکمان‌چای»

 
 
صحنه امضای عهدنامه به قلم نقاشی روس
 
صحنه امضای عهدنامه به قلم نقاشی روس
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- «از نراق تا ترکمان‌چای» شرح احوال ملا احمد نراقی است و به حضور علما در جنگ‌های ایران و روس می‌پردازد. این کتاب نوشته مجید پورشافعی پژوهشگر تاریخ و نویسنده کتاب‌های «در چشم دیگران (جستارهایی از تاریخ اجتماعی ایران در عهد قاجار)»، «دیار من بسکاباد: نیم‌بلوک قاینات، خراسان جنوبی (پیشینه، جغرافیا، آداب و رسوم، گویش، تبارشناسی)» است و از سوی ناشر-مولف منتشر شده است. «از نراق تا ترکمان‌چای» بازخوانی کوتاه و غمباری است که نشان می‌دهد چگونه انبوهی از مجاهدت و صداقت، بدون درک همه‌سویه و عاقبت‌اندیشی بخردانه، به فرجامی دردناک و زیان‌بار انجامید.

با مجیدپورشافعی ناشر مولف کتاب «از نراق تا ترکمان‌چای» گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در پی می‌آید:
 
در این کتاب به شرح احوال ملا احمد نراقی پرداخته‌اید. ابتدا کمی او را معرفی کنید؟
ملااحمد نراقی، اهل نراق کاشان و از علمای بزرگ قرن سیزدهم است. کتاب اخلاقی «جامع السعاده» و کتاب «معراج السعاده» از آثار او به شمار می‌آید. او متولد 1185 قمری است و به سال 1245، بعد از ختم جنگ‌های ایران و روس، در بیماری وبای عام درگذشت.
 
وضعیت ایران در آن دوره چگونه بود؟
سلسله صفویه در سال 1501 میلادی شروع می‌شود و این آغاز قدرت‌گیری نخستین حکومت شیعی مذهبی، تحت فرمانروایی، شاه اسماعیل صفوی 15 ساله است که تا مارس 1722 میلادی هم به طول می‌انجامد و آخرین شعله چراغ فرهنگ و تمدن اسلامی و اقتدار این سلسله است. صفویان در روزگاری در ایران روی کار آمده بودند که تازه اروپا، طپش‌ها و کنش‌های دوره رنسانس را آغاز کرده بود و هر دم یک ستاره در آسمان جهان ظهور می‌کرد و ایران دوره صفوی از آن بی‌خبر بود. از سال 1722 تا 1800 که قاجاریه روی کار آمد، ایران روزگار پر اشوبی را از سر گذراند. دولت نادر هم مستعجل و ناپایدار بود و اگرچه در این دوران توانست که تمامیت ارضی ایران را برقرار کند، اما متاسفانه در دوران حکومت نادر به خاطر جنگ با ترکان عثمانی و اشرف و محمود افغان، مدام چکاچاک شمشیرها به گوش می‌رسید.

بعد از مرگ نادر هم ما با 13 سال آشوب مواجه بودیم. تا روزی که کریم‌خان زند توانست رقیبان خودش را نابود کند. در این دوران بسیاری از جمعیت ایران از بین رفت و عده‌ای هم که زنده ماندند یا به عتبات عالیات رفتند و یا به هند پناهنده شدند. پارسیان هند، اغلب مهاجران دوره صفویه هستند. سرمایه‌هایی که از کشور رفتند. در دوره شاه عباس صفوی، ایران چنان جایگاهی در جهان داشت که هر تومان نقره ایران، برابر با سه و نیم لیره انگلیسی بود. اما بعد از دوره صفویه، ایران کم رونق شد و پولش کم ارزش. سفره مردم خالی شد و امید به نا امیدی بدل شد. دوران فروپاشی صفویه تا آغاز و استقرار قاجار، دوره‌ای هولناک است.



ملا احمد نراقی در همین دوره می‌زیست؟

ملا احمد نراقی در سال‌های پایانی زندیه متولد شد و عمرش در دوران قاجار گذشت.

در این کتاب به نقش علما در جنگ‌های ایران و روس توجه داشته‌اید. به طور کلی رابطه قاجارها با علما چگونه بود؟
قزلباش‌ها هفت طایفه ترک بودند که حکومت صفویه در سال 1501 به مدد آن‌ها روی کار آمد. یکی از این هفت طایفه قزلباش، قاجارها بودند. صفویه اولین دولت شیعی فراگیر را در فلات ایران ایجاد کردند و برای اولین بار، بانگ اذان در مساجد شنیده شد. قاجارها هم پایبندی شدید مذهبی دارند. به طوری که آقا محمدخان قاجار، زیارت عاشورا را ترک نمی‌کرد. هر شب جمعه، مقدار زیادی نذر به سادات می‌داد. مرتب به زیارت حضرت معصومه می‌رفت. در مقدمه «معراج السعاده»، صفحه اهدا کتاب، ملا احمد نراقی آن‌را به فتحعلیشاه قاجار تقدیم کرده و در حدود دوازده سطر، او را القاب فوق‌العاده ستایش کرده است. رابطه دربار قاجار و فتحعلیشاه با علما، رابطه‌ای مستمر و مستحکم است.
 
دلیل جنگ‌های ایران و روس در این دوره چه بود؟
جنگ‌های ایران و روس، در سال 1803 میلادی، حدود 215 سال پیش، با حمله روسیه به ایران و الحاق گرجستان به روسیه شروع شد. از دوره صفویه، گرجستان و تفلیس، متعلق به خاک ایران بود. بعد از این حمله، الکساندر اعلام کرد که گرجستان به روسیه تعلق دارد و قبل از او هم، تلاش‌هایی از سوی کاترین در این زمینه شده بود. منتها آقا محمدخان قاجار، روس‌ها را در جبهه تفلیس و گرجستان، ناکام گذاشته بود. در وصیت‌نامه پترکبیر هم آمده بود که سن‌پترزبورگ باید به آب‌های آزاد و گرم خلیج فارس بپیوندد. 

البته در آن روزگار، عامل اصلی در معادلات سیاسی، هند بود. و دو قدرت روسیه و فرانسه، تلاش داشتند که این مرغ تخم طلا را از دست انگلستان بربایند. حمله به هند، جز از طریق ایران امکان‌پذیر نبود. پس در حمله به ایران و شروع جنگ‌ها توسط روسیه، دو نکته را مد نظر داشتند؛ اول؛ عمل به وصیت‌نامه پترکبیر و دستیابی به دریای سرخ و خلیج فارس. دوم؛ دست‌یابی به هند که آرزوی دیرین روس‌ها بود.


 
مهمترین عهدنامه‌ای که بین ایران و روسیه بسته شد عهدنامه ترکمن‌چای بود که در خلال جنگ‌های این دو کشور بسته شد، همچنین فتواهایی بود که در این زمینه ارائه شد. درباره این جنگ‌ها و عهدنامه‌هایی که به ضرر ایران تمام شد بگویید.

دوره اول، جنگ‌هایی بود که از سال 1803 شروع شد و بعد از 10 سال به پایان رسید که معاهده گلستان هم در این زمان و در دوره فتحعلیشاه بسته شد. معاهده گلستان به نوعی براساس یک قانون بین‌المللی بود به این معنا که ارتش هر کشور، در هر جایی که هست، در همان جا بماند و هر شهری را هم که گرفته، در دستش بماند و به نوعی آتش بس برقرار می‌شود. طی معاهده گلستان ما شهرهای زیادی را از دست دادیم. در فاصله دو جنگ، علمای بزرگ فتوا دادند و از جمله ملا احمد نراقی که کفن پوشیدند و به میدان آمدند و با الفاظ مذهبی از مردم خواستند که برای رهایی و آزادی شهرهای تصرف شده، جهاد کنند. در کتاب «رساله‌های جهادیه» این فتواها جمع شده است. آیت‌الله مجاهد، آیت‌الله نجفی و ملااحمد نراقی از جمله کسانی بودند که در این زمینه فتوا دادند.

در دوره دوم جنگ‌ها، ما به شدت و به سرعت در هم کوبیده شدیم و دوران مقاومت‌مان کوتاه بود. در شوال 1343 قمری، یکی از وحشتناک‌ترین قراردادها بسته شد؛ قرارداد ترکمان‌چای که نه تنها در پی آن، تمام مناطق شمال ارس از ایران جدا شد، بلکه پنج میلیون کرور از ایران به عنوان غرامت جنگی گرفتند و ما را به عنوان گناهکار جنگی معرفی کردند. بعد از معاهده ترکمان‌چای، نوعی انفعال و سرخوردگی در جامعه به وجود آمد. جنگی که به شکست سختی منتهی شد، نه تنها انفعال بسیار سختی را برای مجمع علمای دینی در پی داشت، بلکه یک تجربه تلخ سیاسی نیز به شمار می‌رفت. همه این زمینه‌ها باعث می‌شود که حدود ده، پانزده سال، بعد از شکست ترکمان‌چای ما با مساله باب مواجه شویم. که در ابتدا ادعای مهدویت و الوهیت می‌کرد و سپس در ایران رشد پیدا کرد و تجربه تلخی برای علمای آن روزگار بود.
منبع : ایبنا

دکتر حمید حاجیان پور دانشیار بخش تاریخ دانشگاه شیراز

Image result for ‫دکتر حاجیان پور‬‎

 

دکتر حمید حاجیان پور- سمت علمی : دانشیار بخش تاریخ دانشگاه شیراز

سوابق تحصیلی :

کارشناسي :
رشته تاريخ
دانشگاه تهران (ايران)
سال 1362 تا 1366

کارشناسي ارشد:
رشته تاريخ ايران بعد از اسلام
دانشگاه شهيد بهشتي (ايران)
سال 1369 تا 1372 مناسبات سياسي ايران و اوزبکان در دوره صفويه

دکتري تخصصي
رشته تاريخ ايران دوران اسلامي
دانشگاه اصفهان (ايران)
سال 1381 تا 1386 بررسي ساخت ديني و انديشه سياسي در طريقت اردبيل تا تشکيل دولت صفوي

 

مقالات چاپ شده در مجلات علمي
  1- حاجيان پور ح، جوادي ر (1395) بررسي شناخت مفاهيم هنر معماري اصفهان در سفرنامه‌هاي عصر صفوي و چگونگي انتقال آنها به اروپا؛ مطالعه موردي سفرنامه‌هاي دلاواله، تاورنيه، شاردن، سانسونپژوهشنامه تاريخهاي محلي ايران 2:29-40
  2- حاجيان پور ح، حكيمي پور ا (1395) عوامل و موانع مؤثر بر حضور پزشکان اروپايي در جامعه ايرانِ عصر قاجار پژوهشهاي علوم تاريخي 1:15-35
  3- حاجيان پور ح، خاموشي م (1395) ميسيونر هاي امريکايي و فعاليت در ميان نسطوريان اروميه و روستا ها ي اطراف آن جستار هاي تاريخي 2:19-44
  4- حاجيان پور ح، کريمي ز (1394) حضور پزشکي و درماني زنان در جنگ هاي عصر پيامبر (ص) (سالهاي 1 تا 11 هجرت) مجله ايراني تاريخ و اخلاق پزشکي 6:22-33
  5- حاجيان پور ح، معيني رودبالي ر (1394) نظميه در فارس در اواخر دوره ي قاجار و پهلوي اول بر اساس اسناد آرشيوي دانش انتظامي فارس 7:17-48
  6- حاجيان پور ح (1394) انديشه و روياي ظهور منجي مسيحيت از شرق پژوهش هاي مهدوي 12:85-105
  7- خاكرند ش، حاجيان پور ح، زارع ر (1394) بررسي انديشه اصلاحي حاجي آقا مجتهد شيرازي نماينده دوره دوم تا چهارم مجلس شوراي ملي مطالعات انقلاب اسلامي :-
  8- حاجيان پور ح، تاجداري ز (1394) بررسي تاريخي ـ جامعه شناختي وضعيت اصناف و پيشه وران در تمدن ايراني ـ اسلامي عصر صفوي ،
  تحقیقات تاریخ اجتماعی 1:1-27
  9- مرادي خلج م، حاجيان پور ح، عبدي ز (1394) پراکنش علما در سده دوازدهم فصلنامه شيعه‌شناسي 49:7-28
  10- حاجيان پور ح، سياهپور ك (1393) بازتاب سياست عشايري رضاشاه در اشعار و سروده هاي بومي بويراحمد مجله پژوهشهاي تاريخي ايران و اسلام 15:121-146
  11- حاجيان پور ح، حسيني شريف ا (1393) انگيزه دولت هاي اروپايي از ارسال مبلغان مسيحي به ايران دوره صفويه پژوهشهاي تاريخي 22:67-88
  12- حاجيان پور ح، طاهري ا (1393) نقش مساجد هند در اسلام پذيري و معماري هنديان فصلنامه علمي تخصصي پارسه 21:1-22
  13- حاجيان پور ح، بابائي سياب ع (1393) نقش قضات ايراني در ترويج تشيع در هند دوره گورکانيان فصلنامه علمي پژوهشي تاريخ و تمدن اسلامي 15:31-50
  14- گلشني س، حاجيان پور ح، زرگران آ (1392) مکتب پزشکي شيراز از صفويه تا قاجاريه . مجله طب سنتي اسلام و ايران 1:67-78
  15- حاجيان پور ح، فلاح مهنه م، فرزين س (1392) پژوهشي بر نقاط مشترک نقشمايه سفالينه هاي هزاره سوم )ق.م( با دست بافتهاي قاجاري سيستان. . . دو فصلنامه ي تاريخ فرهنگ و تمدّن ايران و اسلام 1:1-21
  16- حاجيان پور ح، محمدي قناتغستاني م (1392) مناسبات سياسي نورالدين محمود زنگي با سلجوقيان روم و بيزانس، نوساني از هم گرايي به واگرايي پژوهشهاي تاريخي 19:77-96
  17- حاجيان پور ح، تاجداري ز (1392) جايگاه اصناف در نظام سياسي، اقتصادي و اجتماعي ايران از دوران صفويه تا انقلاب اسلامي فصلنامه پارسه 20:35-61
  18- حاجيان پور ح، فرح بخش ع (1392) روابط فرهنگي ايران وانگلستان در دوره پهلوي دوم ماهنامه علمي -ترويجي معرفت 1:1-15
  19- گلشني ع، حاجيان پور ح، زرگران آ (1392) مکتب پزشکي شيراز از صفويه تا قاجاريه و مجله طب سنتي اسلام و ايران 1:67-78
  20- حاجيان پور ح، پيروزان ه (1392) جايگاه اجتماعي طريقت قادريه از پيدايش تا پايان دورة صفوي پژوه شنامة تاريخ اجتماعي و اقتصاد ، ي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي 3:53-74
  21- حاجيان پور ح، ساسانيان س (1391) عصر نوسازي در خاورميانه و گونه شناسي جنبشهاي اجتماعي فصلنامه سخن تاريخ 17:39-59
  22- حاجيان پور ح، حكيمي پور ا (1391) کارکردهاي اجتماعي طريقت نوربخشيه از آغاز تا عصر صفوي پژوهش نامه تاريخ اجتماعي و اقتصادي 1:25-46
  23- حاجيان پور ح، منفرد ر (1391) بررسي دوره اول حزب دموکرات فارس مجله پژوهشهاي تاريخي 13:1-16
  24- حاجيان پور ح (1391) روابط عثمانيان و اوزبکان در دوره شاه طهماسب صفوي تاريخ روابط خارجي 50:27-39
  25- حاجيان پور ح (1391) مسائل اجتماعي ايران در دوره صفويه: پژوهشي در سفرنامه كمپفر تاريخ نو 3:4-32
  26- ناصري ليراوي ز، حاجيان پور ح (1390) پايان اشغال بندرعباس توسط پرتغال و نقش آن در شکوفايي تجارت اين بندر تاريخ در آينه پژوهش 30:133-156
  27- حاجيان پور ح، كامراني مقدم ع (1389) شورش محمدخان بلوچ در سالهاي 1142-1146ق :علل وپيامدها پ‍ژوهش هاي تاريخي 5:31-46
  28- دهقان م، حاجيان پور ح (1388) كاركردهاي سياسي- اجتماعي حرمسرا در عهد قاجار فصلنامه زن در فرهنگ و هنر؛ پژوهش زنان 2:33-53
  29- حاجيان پور ح (1388) مركانتيليسم بررسي تعامل انديشه هاي اقتصادي و دگرگوني سياسي- اجتماعي سده پانزده تا هجده ميلادي فصل نامه علمي تخصصي نامه تاريخ پژوهان 18:23-42
  30- حاجيان پور ح، دهقان م (1388) كاركردهاي سياسي-اجتماعي حرمسرا در عهد قاجار پژوهش زنان 1:53-80
  31- دهقان م، حاجيان پور ح (1387) بانيان از ديدگاه سفرنامه هاي عصر صفوي. فصلنامه تاريخ اسلام 34:79-114
  32- حاجيان پور ح، دهقان م (1387) بانيان از ديدگاه سفرنامه هاي عصر صفوي تاريخ اسلام 33:79-114
  33- حاجيان پور ح (1387) پژوهشي در اسناد روابط ايران و ازبكان در دوره شاه اسماعيل اول نامه تاريخ پژوهان 13:55-72
  34- حاجيان پور ح (1386) اوضاع سياسي ماورالنهر در دوران اسلامي تا تشكيل دولت صفوي تاريخ اسلام 32:69-98
  35- حاجيان پور ح (1386) سفرنامه ها و ادبيات سفرنامه اي اروپائيان عصر صفوي تاريخ در آينه پژوهش 15:31-52
  36- حاجيان پور ح (1386) اوضاع سياسي ايران در دوره شاه طهماسب صفوي تاريخ در آينه پژوهش 16:43-58
  37- ميرجعفري ح، دهقان نژاد م، حاجيان پور ح (1385) انديشه غاليانه در طريقت صفوي انديشه ديني 21:93-116
  38- حاجيان پور ح (1378) روابط ايران و ازبكان در دوره ي شاه طهماسب صفوي مجله ي علمي پژوهشي دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان 18:1-10
  39- حاجيان پور ح (1377) آدام اسميت و ظهور مكتب ليبراليسم كلاسيك كيهان انديشه 80:63-74
  40- حاجيان پور ح (1377) كريم خان زند و انگليس در خليج فارس كيهان انديشه 79:51-60
  41- حاجيان پور ح (1377) روابط سياسي و مذهبي ايران و ازبكان در دوره ي شاه اسماعيل صفوي كيهان انديشه 78:1-10
  42- حاجيان پور ح (1376) جنبش مزدكي كيهان انديشه 74:43-54
  43- حاجيان پور ح (1376) ايران و جهان در بامداد صفويان كيهان انديشه 76:1-10
  44- حاجيان پور ح (1375) اصحاب الاخدود كيهان انديشه 70:23-29
  45- حاجيان پور ح (1374) روحانيت شيعه و استعمار كلاسيك قرن نوزدهم ميلادي بصائر 7:1-10
  46- حاجيان پور ح (1372) يادداشتي پيرامون افغانستان ماهنامه سياسي 8:3-7
  47- حاجيان پور ح (1372) تحولات جاري افغانستان ماهنامه سياسي 6:3-7
  48- حاجيان پور ح (1372) تحولات شوروي و تأثير آن بر افغانستان ماهنامه سياسي 5:4-8
  49- حاجيان پور ح (1372) افغانستان، جنگ قدرت قومي ماهنامه ي سياسي 3:3-7
  50- حاجيان پور ح (1372) تحولات شوروي ماهنامه ي سياسي 1:1-5
  51- حاجيان پور ح (1372) نقش ايرانيان در فرهنگ و تمدن بشري بصيرت 4:2-8
  52- حاجيان پور ح (1371) آشنايي با مركز تحقيقات و مطالعات افغانستان ارزش ها 1:10-20
  53- حاجيان پور ح (1371) سيد جمال الدين اسدآبادي در مصر (بخش دوم) ارزش ها 2:10-20
  54- حاجيان پور ح (1371) سيد جمال الدين اسدآبادي در مصر (بخش اول) ارزش ها 1:1-10
  55- حاجيان پور ح (1371) زندگاني رهبران اسلام ارزش ها 1:10-15
  56- حاجيان پور ح (1370) نگرشي بر تاريخ ديپلماسي افغانستان (كتاب مجموعه مقالات پيرامون افغانستان) 1:20-35
  

57- حاجيان پور ح (1370) ضرورت بررسي تاريخ افغانستان(كتاب مجموعه مقالات پيرامون افغانستان) (كتاب مجموعه مقالات پيرامون افغانستان) 1:1-10

 

۵۸- حاجيان پور ح (1371) آشنايي با مركز تحقيقات و مطالعات افغانستان ارزش ها 1:10-20
  ۵۹- حاجيان پور ح (1371) سيد جمال الدين اسدآبادي در مصر (بخش دوم) ارزش ها 2:10-20
  ۶۰- حاجيان پور ح (1371) سيد جمال الدين اسدآبادي در مصر (بخش اول) ارزش ها 1:1-10
  ۶۱- حاجيان پور ح (1371) زندگاني رهبران اسلام ارزش ها 1:10-15
  ۶۲- حاجيان پور ح (1370) نگرشي بر تاريخ ديپلماسي افغانستان (كتاب مجموعه مقالات پيرامون افغانستان) 1:20-35
  ۶۳- حاجيان پور ح (1370) ضرورت بررسي تاريخ افغانستان(كتاب مجموعه مقالات پيرامون افغانستان) (كتاب مجموعه مقالات پيرامون افغانستان) 1:1-10

 

Hajianpour.H , Aidi.A : (2017) Maneckji Limji Hataria and His Iranism Interactions with Elites of the Naaser-al-ddin shah era. In : Journal of History Culture and Art Research

 

 Hajianpour H, Khaksar kahangi M (2017) The Role and Impact of the Bazaar of Tehran on the First Constitutional Parliament Journal of Politics and Law 10:239-244

   Hajianpour H, Sami M (2016) Climatic and geographical classification of Iranian caravanserais in Safavid Era (1501-1722) Mediterranean Journal of Social Sciences 3:1-2
   Hajianpour H, Sami M (2015) Jurisconsult Iranian Women in Safavid Era Research Journal of Social Sciences 8:133-137
   Hajianpour H, Norypanah H (2015) Investigation of The relationship between Iranian Café literature and culture, in Safavid Era buletin teknologi tanaman 12:84-91
   Hajianpour H, Sami M (2015) REASONING DISPUTE BETWEEN FUNDAMENTALISTS AND AKHBARION indian journal of fundamental and applied life sciences :-
   Hajianpour H (2014) The Trend of Women’s Movement Formation in Qajar Era under the Impact of European communities Advances in Environmental Biology 8:429-434
مقالات و خلاصه مقالات ارائه شده در همايشها
  ۱-حاجيان پور ح، كريمي ز "بررسي نقش و عملکرد پزشکي و خدمات درماني زنان در جنگ هاي عصر پيامبر (ص) " دومين همايش بين المللي سيره نبوي در طب (1394)
  ۲-حاجيان پور ح، اخوي ا "بررسي اوضاع و احوال زندگي مردم شهر اردبيل از اشغال بيگانگان تا فروپاشي فرقه دموکرات 1320-1325 ه ش " جنگ جهاني دوم و پيامدهاي آن در آذربايجان (1394)
  ۳-حاجيان پور ح، محمدي قناتغستاني م "بررسي ابعاد سياسي قيام احمد بن موسي(ع) " همايش علمي پژوهشي سومين حرم اهل بيت (ع) (1394)
  ۴-حاجيان پور ح، حسامپور م "انگليس و مسئله تجارت و اعتياد به ترياک در دوره قاجاريه (1210-1334ق) " كالبدشكافي سياست انگليسي‌ها در ايران -همايش بين‌المللي (1392)
  ۵-حاجيان پور ح "بررسي مسائل افغانستان " افغانستان (1377)
  ۶-حاجيان پور ح "بحران افغانستان و امنيت ملي ايران " مسائل افغانستان (1375)
  ۷-حاجيان پور ح "بحران در افغانستان " تحولات سياسي افغانستان (1372)
  ۸-حاجيان پور ح "ادبيات معاصر افغانستان: محمد طرزي " مجمع شعر و ادبيات انقلاب اسلامي افغانستان (1371)

 

چاپ كتاب
  ۱-حاجيان پور ح "مجموعه مقالات پيرامون افغانستان " چاپ دوم (1370) مركز تحقيقات افغانستان تهران
  ۲-حاجيان پور ح "مجموعه مصاحبه هاي علمي اولين همايش ملي دانش و امنيت " چاپ اول (1389) دفتر تحقيقات كاربردي ناجا شيراز
  ۳-خورسنديان م، حاجيان پور ح "دانش و امنيت " چاپ اول (1389) دفتر تحقيقات و مطالعات كاربردي فرماندهي انتظامي استان فارس شيراز
  ۴-حاجيان پور ح "کتابنامه روند برنامه ريزي و اجراي همايش علمي استان فارس نظم و امنيت " چاپ اول (1391) فرماندهي انتظامي استان فارس دفتر تحقيقات و تحقيقات و مطالعات کاربردي شيراز
  ۵-حاجيان پور ح، چهراز ابوالحسني م "سفر نامه ي صفر مرادويچ (سفير پادشاه لهستان در دربار شاه عباس اول ) " چاپ اول (1394) انتشارات آژنگ تهران
راهنمایی رساله های دکتری
 
 
 نام دانشجوموضوع 
 مهدي خاكسار كهنگينقش بازار تهران در تحولات سياسي - اجتماعي دوره دوم قاجار (از سلطنت ناصرالدين شاه تا پايان سلطنت احمد شاه ( 
 رقيه جواديبررسي تاريخي چگونگي تأثير متقابل هنرمعماري ايران و اروپا از زمان شاه عباس اول صفوي تا پايان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار( ۱۸۹۶م/۱۳۱۳ه.ق - ۱۵۸۷م/۹۹۶ه.ق) 
 همايون نوري پناهبررسي جامعه شناسي تاريخي نظام گذران اوقات فراغت ايرانيان در دوره صفوي 
 زهرا عبديمناسبات دين و دولت در دوره افشاريه و زنديه 
 موسي خاموشيفعاليت‌هاي ميسيونرهاي امريکايي در آذربايجان (۱۸۷۰-۱۸۳۴م/۱۲۸۷-۱۲۵۰ق) 
 مجتبي جوكاربررسي اقتصاد شهري در دوره تيموريان (مطالعه موردي؛ يزد، شهرهاي کرانه اي درياي خزر، سمرقند و هرات) 
    
 سيدعبدالرضا حسينياهداف و کارکردهاي کنسولگري انگليس در شيراز (۱۹۲۵ – ۱۹۰۳ م/ ۱۳۴۴– ۱۳۲۱ ه. ق) 
 حيدر اميريتکاپوهاي آلمان در کناره شمالي خليج فارس از سلطنت ناصرالدين شاه تا پايان جنگ جهاني اول ( ۱۳۳۶- ۱۲۶۴ هـ .ق / ۱۹۱۸ – ۱۸۴۸م. ) 
  

 

عناوین تدریس شده در مقطع دکتري تخصصي (Ph.D)
 *روابط خارجي ايران از صفويه تا عصر حاضر

*تاریخ عثمانی

 

 

 منبع : سایت دانشگاه شیراز