معرفی کتاب: دوران قاجار؛ چانه زنی، اعتراض و دولت
|
ونسا مارتین در کتاب " دوران قاجار، چانهزني، اعتراض و دولت در ايران سدهي نوزدهم" با بررسی کامل روند شکل گیری اعتراضات مردمی در عهد قاجار معتقد است که در این دوران حكومت، كه از نظر ملي در رويارويي با قدرتهاي خارجي و رعاياي خود ضعيف بود و با فرصتهاي تازه براي سرمايهيابي وسوسه ميشد، ميان فشار از سوي رعاياي خود و قدرتهاي خارجي گرفتار شده بود. در این شرایط جامعهي ايراني از طريق شبكههاي پرسابقهي خود كه با فناوري جديد نيز همراه شده بود، از سازماندهي خاص خود بهرهمند بود؛ بهويژه در شكل اتحاد عمل و تحرك از طريق تلگراف و در جهت مطالبات خود یعنی نهادينه كردن مشورت در روندهاي حكومت و بالاتر از همه در نياز براي عدالتخانه گام بر می داشت. مارتین با مطالعه جامعهشناختی جامعهي ايران در دورهي قاجاربر آن است که ارزشهاي حاکم بر مناسبات اجتماعی را ارزشهایی اسلامی شكل می دادند كه نه تنها از شريعت بلكه از عرف و فرهنگ جامعه ناشي شده بود وحكومت و جامعه در تعاملات ميان خود، نظام ارزشي اسلاميِ مشخص و بهرسميت شناخته شدهاي را به كار ميبردند. این نظام ارزشی موید این بود که بزرگترين شر، هرج و مرج است كه در آن تمام مردم به يكديگر ظلم ميكنند و اسلام و مؤمنان نميتوانند رشد كنند. بر اين اساس، حكومت و جامعه در دورهي قاجار با يكديگر تعامل ميكردند. پس وظيفهي شاه اطمينان دادن به حكومت عدل بود، بدان معني كه او عادلانه بر رعايايش حكومت ميكند، و بينظمي متوقف و از جامعه دور شود و در این راستا مذاكره بر اساس حقوق و تكاليف پذيرفته شده بین حکومت و جامعه جريان مييافت و به جای تقابل مردم و حکومت به روند چانهزني می پیوستند. به گفته ونسا مارتین در حالیکه تاجرانی چون معينالتجار از ثروت خود و علما، از جمله آقانجفي، از اقتدار مذهبی خود در این روند چانه زنی با قدرت سود می جستند، فرودستان جامعه، پيشهوران و كارگران، زنان، اقشار تنگدست، سربازان و بيكاران براي جبران و تعديل فقدان جايگاهشان و هنگامي كه شكايات آنان مورد توجه و پاسخگويي قرار نميگرفت در اعتراض بر ضد بيعدالتيها ميتوانستند سازماندهي را برگزينند. مثال تاریخی او تعطيلي بازار بوشهر در اعتراض برضد شيخ ناصر در 1838 است که نشان داد حكومت او به موازنهي عادلانهاي در وضع مالياتها نرسيده بوده است. در اعتراضات شیراز مارتین نشان می دهد رابطهي مردم با دولت در شيراز يكي از روندهاي هوشمندانه و ظريف مذاكره و چانهزني بيوقفه بود كه گاه به صورت اعتراض شهري رخ ميداد. حكومت قوام در مارس 1893 با بالابردن قيمت نان و جريمه كردن ساكنان شيراز و اسكان دادن سواركاران بهارلو در خانههاي مردم، اسباب ناخشنودي از خود را فراهم كرد. سه روز بعد تمام شيراز در تلگرافخانه از رفتار بد قوامالملك شكايت كردند و بركناري او را خواستار شدند. جمعيت كه 15 تا 20 هزار تن زن و مرد بودند، بر سر و سينه ميكوفتند و آه و ناله سر داده بودند و فرياد ميزدند «يا سيدالشهدا». آنان همچنين نسخههايي از قرآن را در حالي كه فرياد ميزدند «ما مسلمانيم» (يعني حكومت ناحق است) به ديوارهاي تلگرافخانه آويختند. به گزارش مارتین، مردم قول قوام را مبنی بر پایین آوردن قیمت نان قبول نکردند. با شکست رایزنی قوام با علما برای خاموش کردن ملت و عدم تمکین عشایر به حمایت از قوام، تلگراف انجامين از شاه رسيد كه قول داده بود قيمت نان پايين بيايد، سكهي نقره تثبيت و قوام از ولايت فارس بيرون رانده شود . اين حركتِ اعتراضي يك پيروزي براي مردم محسوب ميشد. اسناد بیانگر این است که مردم نيريز نيز از پرداخت مالياتشان خودداري ميكردند و در عرض هفت ماه هفت بار حاكم عوض شد. در اصفهان هم بالارفتن قيمت نان موجب ناخشنودي جدي عمومي بوده است. در اسناد در دسترس مارتین، تلگرافهايي در اواخر آوريل 1879 به موضوع بستن بازارها پرداختهاند و به خودداري علما از حضور در نماز جماعت، يك روش معمول در اين دوره براي ابراز ناخشنودي كه معني ضمني آن اين بود كه حكومت مشروعيت ندارد. هنگامي كه ظلالسلطان پرسيده بود چرا همهجا بسته است، علما پاسخ داده بودند كه اين وظيفهي شرعي آنهاست كه در خانه بمانند ،اين بدان معني است كه عمل آنان قانوني و كار ظلالسلطان غيرشرعي است. پژوهش مارتین روشن می کند نه تنها امتياز رويتر و تنباكو بلكه انقلاب مشروطيت نيز تا حدي بهسبب سنت اعتراض سازمانيافته عليه دولت و درخواست رعايت عدالت و انصاف از سوي دولت، پديد آمده است. . این پژوهشگر از اعتماد به نفس فرودستانی سخن می راند که در جنبش تنباکو خواست خود را علاوه بر حکومت به دولتهای خارجی هم دیکته کردند. مارتین تاکید می کند جنبش تنباكو اعتراضي محلي را به مخالفت در سطح كشور ارتقا داد و در نشان دادن ضعف حكومت و اقتدارش و وسايلي كه از طريق آنها اهداف مشترك ميتوانست در سطح ملي افراد را گرد هم آورد، يك كاتاليزور بود. براي مردم تنها اغتنام فرصت مانده بود تا نگرشي تازه را براي يك دورهي جديد اختيار و تبيين كنند. در اين منظر ارزشها و افكار قديم ناشي از پذيرش شرايط جديد، راهحلهاي تازه در برابر مشكلات سياسي و نظریههاي راديكال دربارهي نياز به تغيير نظام حكومت هردو ميبايست تركيب ميشد. اين روندها كه پيشتر در دههي 1890آشكار شده بودند، با روشهاي قاعدهمندتر در مشاوره كه از بخش بزرگتر جامعه ناشي ميشد و با ظهور زبان تازه، سخن گفتن از اصلاح و نقش پيوستهي حكومت و مردم و نه دولت و رعايا، همراه شد. به این ترتیب در دههي 1890ايرانيان شهري بهتدريج شكاف و از بين رفتنِ توافق ميان شاه و رعايا را ميفهميدند. جمعبندی مارتین حاکی از این است که حكومت قاجار تنها بر اساس زور پايدار نبود، بلكه بر مذاكره متكي بود كه بهصورت زنجيرهاي از مانورها ميان فقرا و فرودستان جامعه و ثروتمندان و صاحبان قدرت جريان داشت، مذاکراتی که انسجام درونياش را سبب شد. انسجامی که در حفظ استقلال ایران در مقابل منافع دو دولت رقيب انگليس و روس موثر بود و باعث شد ایران در برابر اشغال بيگانه پايداري كند زيرا روش چانهزني را براي دور نگهداشتن قدرتهاي خارجي به كار ميگرفت. انتشارات كتاب آمه "دوران قاجار،چانهزني، اعتراض و دولت در ايران قرن نوزدهم" نوشته "ونسا مارتين" را با ترجمه "افسانه منفرد" منتشرکرده است. | |
|
|
منبع : وبلاگhttp://amehbook.blogfa.com/post-4.aspx سایت خبرگزاری میراث فرهنگی |

نویسنده وبلاگ :