از شمار دو چشم یک تن کم وز شمار خرد هزاران بیش
در ابتدا لازم به ذکر است که این نوشتار بنا بود در همان روزهای نخستین درگذشت استاد بزرگوار آقای دکتر آیینه وند در وبلاگ منتشر شود اما به دلیل مشکلاتی فنی که سایت بلاگفا با آن مواجه شده بود این مهم تا به امروز میسر نشده بود.
سال ها پیش از این که وارد دوره کارشناسی ارشد رشته تاریخ دانشگاه تربیت مدرس تهران بشوم با نام و برخی آثار استاد آشنا بودم.آنگاه که به دنبال قبولی در کنکور کارشناسی ارشد در مهر ماه 1377 وارد دانشگاه تربیت مدرس شدم. آن چه از اسباب خوشحالی مضاعف اینجانب گردید ، افتخار شاگردی استاد صادق آیینه وند بود. به یاد دارم در همان سال ایشان در کسوت استاد تمامی گروه تاریخ دانشگاه و ریاست دانشکده علوم انسانی قرار داشت. به راستی در سایه دانش و درایت ایشان بود که در دانشکده مزبور اساتید دانشمند و فرزانه تاریخ به امر تدیس و تحقیق مشغول بودند.
استاد آیینه وند را می توان از نسل اساتید کم نظیر و گرانقدر و دانشمندی دانست که متاسفانه دست اجل گل وجودشان را ازجامعه دانشگا هی این سرزمین در ربود.
آن چه راقم این سطور را متمایل به نگارش این مطلب نمود علاوه بر ادای احترام به روح فرزانه آن استاد گرانمایه ، یادآوری چند نکته بود که در جریان شاگردی ، اینجانب ، از استاد آموختم. ذکر این نکته ضروری است که از افتخارات مضاعف اینجانب این بود که استاد آیینه وند در مقام مشاوره پایان نامه ام نیز بود. پایان نامه ای که راهنمایی آن را نیز مرحوم استاد نورالله کسایی بر عهده داشتند و اسباب مسرت و خشنودی برای من دانشجو این بود که دو تن از اساتید به نام کشور در رشته تاریخ که هر در در کسوت استاد تمامی بودند راهنمایی و مشاوره پایان نامه اینجانب را بر عهده داشتند.اما نکاتی که در جایگاه شاگردی از استاد آیینه وند آموختم و سعی نموده ام در جریان زندگی شخصی و علمی خود نیز به کار بندم: در وهله نخست آن چه در تعامل با استاد بسیار مشهود بود و زبانزد دانشجویان بود شخصیت والای اخلاقی استاد بود. با وجود جایگاه علمی و دانشگاهیی که ایشان داشتند هیچگاه این امر مانعی برای خوش اخلاقی و صبر ایشان نبود. در رسمی ترین جلسات همچون جلسات دفاعیه اگر دانشجویی وارد اتاق کنفرانس می شد استاد بر خود فرض می دید از جای خود برخیزد و نهایت احترام را نسبت به شخصی که هم به لحاظ سنی بسیار کوپکتر بود و هم حکم شاگردی کوچک داشت ادای احترام نماید. بعد ها که خودم افتخار معلمی را پیدا کردم بسیار از بازخورد مثبت این رفتار در امر معلمی بهره بردم. روش دیگر استاد این بود که در امور علمی و تحقیقات به دانشجویان اعتماد لازم را داشت و با این کار در دادن اعتماد به نفس به آنها در نوشتن رساله کمکی شایان می نمود. و در پایان نیک به یاد می آورم که در آستانه فارغ التحصیلی زمانی که دغدغه اصلی ما اشتغال بود و این نگرانی را با ستاد در میان می گذاشتیم شاه بیت سخن ایشان این بود که متخصص بیکار نمی ماند . اکنون که می نگرم تمامی دوستان هم دوره من که شمارشان از انگشتان دست فراتر نمی رفت همگی مصدر امور مهمی در سازمان ها و ادارات و دانشگاههای کشور می باشند و این صدق گفتار استاد آیینه وند را می رساند که به آن باوری عمیق داشت. امیدوارم این فضایل اخلاقی که بخشی از شخصیت والای استاد بود را در زندگی خود سر لوحه قرار دهیم. در پایان فهرستی از آثار استاد و فعالیت های آموزشی و پژوهشی ایشان در حیات پربارشان خواهد آمد. از ایزد بزرگ برای خانواده آن بزرگوار طلب صبر می نمایم و امیدوارم جامعه دانشگاهی کشور و خاصه اهل تاریخ قدر اساتید بزرگی چون استاد آیینه وند را دانسته و در بزرگداشت مقام آنان در طول حیاتشان کوشا باشند.
نویسنده وبلاگ :